باشند . ضحّاك گفت : آنان باشند كه نامههاى ( 1 ) ايشان به دست راست دهند .
حسن و ربيع گفتند : آنان باشند كه خجسته و مبارك باشند بر خود و عمر ايشان در طاعت خداى مستغرق ( 2 ) شده باشد و ايشان تابعان با حساناند ( 3 ) قرن دوم از عصر رسول . * ( ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ) * ، اين بر سبيل تعجّب گفت تا رسول را به عجب آرد ( 4 ) ، چنان كه گويند : زيد و ما زيد ! رجل و اىّ رجل ( 5 ) ! مردى و چه مردى ! و زيد و كدام زيد ! ( 6 ) يعنى وصف ( 7 ) او به حدّى است كه نمىتوان گفت ( 8 ) ، همچنين مبهم فرو مىگزارند ( 9 ) .
* ( وَأَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ) * ، و هى مفعلة من الشؤم . عرب دست چپ را به شومى خوانند ، قال الشّاعر :
السمّ و الشّر في شؤمى يديك لهم
و في يمينك ماء المزن و الضرب
و منه الشام و اليمن ، براى آن كه شام بر دست چپ كعبه است و يمين بر دست راست [ 128 - پ ] كعبه ، و مراد آنان ( 10 ) كه ايشان را بر دست چپ به دوزخ برند ، و گفتند : آنان ( 11 ) كه نامههاى ايشان را بر دست چپ دهند در قيامت .
حسن گفت آنان باشند كه بر خود شوم باشند و عمر ايشان در معصيت باشد ، * ( ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ) * على هذا الوجه ( 12 ) .
* ( وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ) * ، در معنى او چند قول گفتند : يكى آن كه آنان كه سابق بودند در متابعت انبياء ، سابق باشند در پيشوايى امّت تا ائمّهء هدى باشند ، و گفتند :
معنى آن است كه سابقان به طاعت سابقان به رحمت باشند ، و اين جمله است ( 13 )
هامش
( 1 ) . اساس و همهء نسخه بدها : نامها .
( 2 ) . آد ، گا : تعالى صرف .
( 3 ) . كا : تابعان حساناند .
( 4 ) . آج : تا رسول تعجب آرد .
( 5 ) . كا : و ما رجل .
( 6 ) . آد ، گا : دو جملهء اخير مقدّم و مؤخّر است .
( 7 ) . آج ، گا : صفت .
( 8 ) . آج ، آد ، گا : گفتن .
( 9 ) . همهء نسخه بدها : مىگذارند .
( 11 - 10 ) . كا ، گا : آنانند .
( 12 ) . آج ، كا المذكور آد : على ذاك الوجه المتقدّم .
( 13 ) . آد ، گا : جملهاى است .