بنماند . و اصل « رجّ » در لغت تحريك باشد يقال رججته فارتج اى حرّكته فتحرّك ، و چون مضاعف كنى گويى : رجرجته فترجرج .
* ( وَبُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا ) * أى دقّت ( 1 ) و فتت ، و پست كنند كوهها را و خرد ( 2 ) بمانند آرد و پست و بسيسه به نزديك عرب آرد باشد كه با پستتر بكنند ( 3 ) و آن را زاد كنند يا و قال لص من غطفان ( 4 ) :
لا تخبزا خبزا و بسّابسّا
و لا تطيلا بمناخ حبسا
عطاء گفت : ببرند آن را از اصل . سعيد مسيّب گفت : بشكنند . كلبى گفت :
برانند بر زمين . حسن گفت : از زمين بر كنند ، نظيره قوله : وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ [ 128 - ر ] الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً ( 5 ) ، عطيّه گفت : خرد كنند ( 6 ) تا سنگ ريزه شود ، بمانند خاك . ابن كيسان گفت : به شبه ريگ روان كنند .
* ( فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا ) * چون گردى شود پراگنده عبد اللَّه عبّاس گفت : بمانند آفتاب ( 7 ) كه در سوراخى جهد ذرّه ذرّه ( 8 ) در ميان آن پيدا شود ( 9 ) . امير المؤمنين على ( 10 ) گفت : بمانند گرد سمّ ستور شود . عطيّه گفت : بمانند شرر آتش كه بجهد ، و نخعى در شاذّ خواند : منبتّا « بالتّاء » ، أى منقطعا .
* ( وَكُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً ) * و شما به سه صنف ( 11 ) و سه نوع باشى در قيامت . آنگه بيان كرد كه آن سه كداماند .
گفت : * ( فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ) * اصحاب دست راست باشند آنان كه ايشان را بر دست راست به بهشت برند . عبد اللَّه عبّاس گفت : آنان باشند كه بر ( 12 ) راست آدم
هامش
( 1 ) . آد ، كا : حقّت .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : خورد .
( 3 ) . آد ، گا : كه آن را تر كنند .
( 4 ) . آج : عصفان .
( 5 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 105 .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : خورد كنند .
( 7 ) . كا : آفتابى .
( 8 ) . آد ، گا : ذرّهها كا : دانه .
( 9 ) . آد ، گا : پديد آيد .
( 10 ) . آج ، آد ، كا عليه السلام .
( 11 ) . آج ، كا ، گا : صغت .
( 12 ) . آد ، گا راست .