[ در آن جا باشد ( 1 ) ] از هر ميوه دو جفت .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 2 ) ] ( 3 ) .
تكيه زدگان باشند بر سريرها آستر آن از ديباى ستبر و ميوهء هر دو بستان نزديك .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 4 ) ] ( 5 ) .
در آن جا چشم - كشيدگان بنسوده باشد ايشان را آدمى پيش ( 6 ) آن و نه پرى .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 7 ) ] ( 8 ) .
[ 105 - ر ]
گويى ايشان ياقوتاند و مرواريد .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 9 ) ] ( 10 ) .
هست ( 11 ) پاداشت نيكويى مگر نيكويى ؟
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 12 ) ] ( 13 ) .
از فرود آن هر دو بستان ( 14 ) .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 15 ) ] ( 16 ) .
بغايت سبز شده ( 17 ) .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 18 ) ] ( 19 ) .
در آن جا دو چشمهاند بر دميده .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 20 ) ] ( 21 ) .
در آن جا ميوه باشد و درخت خرما و نار .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 22 ) ] ( 23 ) .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 22 - 20 - 18 - 15 - 12 - 9 - 7 - 4 - 2 ) . آج : مىداريد .
( 23 - 21 - 19 - 16 - 13 - 10 - 8 - 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به موارد مشابه در فوق و ملاحظهء آج افزوده شد .
( 6 ) . آج از .
( 11 ) . آج : نيست .
( 14 ) . آج : مىداريد .
( 17 ) . آج است .