و كم مدارى ( 1 ) ترازو .
و زمين را بنهاد براى خلقان .
در آن جا ميوه است و درخت خرما خداوند غلافها .
و دانه خداوند برگ و ريحان .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ] ( 2 ) ؟
بيافريد آدمى را از گل [ چون گل كوزه ] ( 3 ) .
و بيافريد پرى را از درفشى از آتش .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ] ( 4 ) .
و خداى [ دو ] ( 5 ) مشرق و خداى [ دو ] مغرب .
[ 103 - پ ]
و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ] ( 6 ) ؟
بر آميخته دو دريا برهم .
ميان ايشان حايلى هست كه بغى نكنند .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ] ( 7 ) .
برون آيد از هر دو مرواريد بزرگ و خرد .
[ و به كدام نعمتهايخدايتان دروغ مىدارى ] ( 8 ) .
و او راست كشتيهاى ساخته در دريا چون كوهها .
هامش
( 1 ) . آج : مداريد .
( 8 - 7 - 6 - 4 - 2 ) . آج : مىداريد .
( 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .