گلى چو ( 1 ) روغنها .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 2 ) ] ( 3 ) .
آن روز نپرسند از گناهشان آدمى و نه جنّى .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 4 ) ] ( 5 ) .
بشناسند مجرمان به نشانشان فرا گيرند به موى پيشانى و پايها ( 6 ) .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 7 ) ] ( 8 ) .
[ 104 - پ ]
آن دوزخ است آن كه دروغ داشتند ( 9 ) گناهكاران .
مىگردند ميان آن و ميان آبى گرم .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 10 ) ] ( 11 ) .
و آن را كه بترسد از استادن ( 12 ) پيش خدايش دو بهشت باشد .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 13 ) ] ( 14 ) .
خداوند انواع ميوه .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 15 ) ] ( 16 ) .
در آن جا باشد دو چشمه مىرود .
[ و به كدام نعمتهاى خدايتان دروغ مىدارى ( 17 ) ] ( 18 ) .
هامش
( 1 ) . آج : چون .
( 17 - 15 - 13 - 10 - 7 - 4 - 2 ) . آج : مىداريد .
( 18 - 16 - 14 - 11 - 8 - 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به موارد مشابه در نسخه اساس و با استفاده از آج افزوده شد .
( 6 ) . آج : قدمها .
( 9 ) . آج : داشتيد آن را .
( 12 ) . آج : ايستادن .