كه قيامت برخيزد ، و عطا گفت معنى آن است كه : و سينشقّ القمر ، و ماه شكافته خواهد شد ، يعنى هنوز ( 1 ) نيست . و اين قول خلاف اجماع علماست ، و اخبار درست ناطق است به آن كه اين آيت گذشت . و انشقاق ( 2 ) معجزى بود رسول را - عليه السلام - با هر .
راويان اخبار روايت كردند كه : كفّار قريش گفتند محمّد جادوى است و هر چه مىخواهيم و اقتراح مىكنيم از كارها كه در زمين است ( 3 ) مىكند ( 4 ) و به سحر پيش مىبرد ، اكنون چيزى كه به آسمان تعلَّق دارد از او التماس كنيم تا تواند كه بنمايد . بيامدند و گفتند : يا محمّد آنچه التماس كرديم ( 5 ) به جاى آوردى يك التماس ديگر هست ما را . گفت : آن چيست ؟ گفتند : ما را مىبايد تا اين ماه ( 6 ) كه از كوه بر آيد ( 7 ) بمانند سپر زرّين و شب چهاردهم تمام شده ( 8 ) براى ما به دو نيم كنى اگر توانى ، و دعوى مىكنى كه خداى من خداوند آسمانها و زمينهاست .
رسول - عليه السلام - دستورى خواست . چون دستورى يافت ، دست برداشت و دعا كرد . خداى تعالى ماه به دو نيمه كرد چنان كه نيمه از اين جانب كوه بود و يك نيمه از آن دگر جانب ، و رسول - عليه السلام - مىگفت :
اللهم اشهد
بار خدايا گواه باش ، و حاضران را مىگفت : گواه باشيد ، اين روايت عبد اللَّه مسعود است .
عبد اللَّه عبّاس روايت كرد كه : ماه در عهد رسول - عليه السلام - دو نيمه شد ، يك نيمه بر سر كوه سويداء ( 9 ) باستاد ( 10 ) و يك نيمه بر سر كوه خندمه .
هامش
( 1 ) . آج وقت .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها قمر .
( 3 ) . آد ، گا او .
( 4 ) . آد ، گا مىداند .
( 5 ) . آد ، گا در زمين همه .
( 6 ) . آد ، كا ، گا را .
( 7 ) . آج : بر آمد آد ، گا : بر مىآيد .
( 8 ) . آج : چهاردهم بود آد ، گا : و آن شب چهاردهم ماه بود .
( 9 ) . آج : شويداء .
( 10 ) . آج ، آد ، گا : بايستاد .