گفتند آدمى از ما يكى پسروى ( 1 ) كنيم او را ما پس در گمراهى باشيم و دوزخ .
بر فكندند وحى بر او از ميان ما ؟ بل او دروغزنى است [ بطر گرفته ] ( 2 ) .
بدانند ( 3 ) فردا ( 4 ) كيست دروغزن [ بطر كننده ] ( 5 ) ؟
ما فرستندهء شتريم ( 6 ) به آزمايش ايشان را ، نگاه دار ايشان را و شكيبايى كن .
و خبر ده ايشان را كه آب بخشيده است ميان ايشان هر نصيبى به حاضر كرده .
آواز دادند صاحبشان را تعاطى كرد ، پى بكرد .
[ چگونه بود عذاب من و ترسانيدن من ] ( 7 ) .
ما بفرستاديم برايشان آوازى [ تنها ] ( 8 ) بودند چون گياه پوسيده ( 9 ) .
و آسان بكرديم قرآن را براى ياد كردنى هست ياد كننده . ؟
دروغ داشتند گروه لوط پيغامبران را .
ما بفرستاديم برايشان بادى سخت الَّا آل لوط را كه برهانيديم به شبگير .
هامش
( 1 ) . آج : پيروى .
( 7 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 5 - 3 ) . اساس : بداند آل با توجّه به آج تصحيح شد .
( 4 ) . آج كه .
( 6 ) . آج : فرستادهايم شتر .
( 9 - 8 ) . آج حظيره گوسپند .