و دروغ دارند و دنبال هواى خود شوند و هر كارى گرفته .
آمد به ايشان از خبرها آنچه در او زجرى باشد .
حكمتى است رسيده چه سود دارد ترسانندگان .
برگرد از ايشان آن روز كه خواند خواننده به هر چيزى منكر .
ذليل ترسان چشمهاى ايشان برون مىآيند از گورها پندارى كه ايشان ملخاند پراگنده .
شتابند به خواننده ( 1 ) گويند كافران اين روزى است دشوار .
دروغ داشتند ( 2 ) پيش او گروه نوح و به دروغ داشتند بندهء ما را و گفتند ديوانه است و باز زدند او را .
بخواند خداى را كه من غلبه كرده شدهام كينه ( 3 ) بكش .
باز گشاديم درهاى آسمان به آبى ريزنده .
و بگشاديم زمين را چشمهها ( 4 ) به هم رسيد آب بر كارى انداخته .
هامش
( 1 ) . اساس گوينده ، كه زائد مىنمود .
( 2 ) . اساس : داشتن با توجّه به آج تصحيح شد .
( 3 ) . آج : كينهام .
( 4 ) . اساس ، آج : چشمها / چشمهها .