مال ما ، و لكن غيض من فيض و قليل من جزيل [ 284 - ر ] و يسير من كثير ، ربع العشرى است . آنگه بخل كرديتان ( 1 ) اگر چنين كردى ، * ( وَيُخْرِجْ أَضْغانَكُمْ ) * ، و اين كينهها كه در سينهها دارى بيرون آوردى ، يعنى شما اظهار كردى عند آن ، و لكن چون اظهار ايشان عند سؤال خداى بود ، با خداى حوالت [ كرد ] ( 2 ) و اين قول سفيان عيينه است و ابو بكر عياش .
* ( ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ ) * ، « ها » تنبيه است بمنزلت « يا » ى ندا ( 3 ) ، * ( أَنْتُمْ هؤُلاءِ ) * ، شما آنانى ، * ( تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ، كه شما را مىخوانند ، يعنى خداى - جل جلاله - ، تا مال در سبيل خداى هزينه كنى و ثواب و جزاى آن ، اضعافا مضاعفة بستانى .
* ( فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ ) * ، از شما كس هست كه بخل مىكند . آنگه گفت : هر كه بخل مىكند ، از خويشتن بخل مىكند ، و براى آن « عن » گفت و على نگفت كه ، بخل امساك باشد ، يعنى تمسك خيره و ماله عن نفسه ، و التقدير ، فانما يبخل امساكا عن نفسه . و گفتند : معنى آن است كه ، يبخل عن داعى نفسه لا عن داعى ربه ، از داعى نفس خود بخل مىكند كه : . . . إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ( 4 ) ، نه از داعى خداى كه داعى خداى دعوت به جود و بذل و انفاق مىكند ، و از بخل منع مىكند . آنگه گفت : * ( وَاللَّه الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ ) * ، سياق آيت دليل قول اول مىكند ، گفت : خداى توانگر است و بىنياز و شما درويشى و محتاجها او ( 5 ) . * ( وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ) * ، و اگر شما برگردى ، به بدل شما قومى را بيارد . آنگه ايشان در طاعت چون شما نباشند ، يعنى نه از شما باشند . آنگه خلاف كردند كه آن بدل كيستند ( 6 ) : بعضى گفتند فريشتگاناند ، بعضى گفتند ، كسهايىاند كه در معلوم آن است كه نه از اينان باشند . و گفتند : قومى باشند از يمن . و گفتند : [ 284 - پ ] قومى باشند از پارس .
أبو هريره گفت : جماعتى از صحابهء رسول گفتند : يا رسول الله ! آنان كهاند كه ايشان را به بدل ما بيارند و ايشان نه چون ما ( 7 ) باشند . - و سلمان در پهلوى رسول بود - رسول عليه السلام - دست بر ران او زد ، گفت : هذا و قومه ، اين باشد و قومش . آنگه گفت :
هامش
( 1 ) . گا ، آد : كرديد به آن .
( 2 ) . اساس و آب ، ندارد ، از آج افزوده شد .
( 3 ) . گا ، آد ، افزوده : اى .
( 4 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 53 .
( 5 ) . آج ، ما ، لا : به او ، گا ، آد : به مال او .
( 6 ) . گا : آن بدل كداماند ، آد : مراد به آن بدل كداماند .
( 7 ) . آد : به از ما .