و [ از ] ( 1 ) ايشان كس هست كه گوش مىدارد به تو تا چون بيرون شوند از نزديك تو ، گويند آنان را كه دادند ايشان را علم ، چه گفت بر سرى ( 2 ) ؟ ايشان آنانند كه مهر نهاد خداى بر دلهاشان و پى هوا رفتند ( 3 ) .
و آنان كه راه يافتند بيفزود ( 4 ) ايشان را لطف بداد ايشان را پرهيزشان ( 5 ) .
[ 271 - پ ] ، گوش مىدارند الا قيامت كه آيد به ايشان ناگاه ، آمد علامتش ( 6 ) . چگونه باشد ايشان را چون آيد به ايشان ياد كردشان .
بدان كه نيست خداى الا خداى و آمرزش خواه براى گناهت و براى مردان مؤمن و زنان مؤمنه و خداى داند بازگشت شما و مقامتان ( 7 ) .
و مىگويند آنان كه ايمان آوردند چرا نفرستادند سورتى چون بفرستد سورتى محكم و ياد كنيد در او كالزار ( 8 ) بينى ( 9 ) آنان را كه در دلهاى ايشان بيمارى باشد مىنگرند به تو نگريدن آن كه بىهوش شود از مرگ ، اولىتر بود ايشان را .
طاعت و
هامش
( 1 ) . اساس و آب ندارد ، از ما افزوده شد .
( 2 ) . آج : چه چيز گفت آن پيغمبر .
( 3 ) . آج : و متابعت نمودند راههاى باطل ايشان را .
( 4 ) . آج : زياده گرداند خداى .
( 5 ) . ما : روزىشان .
( 6 ) . ما : ناشانها / نشانها ( ظ ) .
( 7 ) . ما : جايگاه شما .
( 8 ) . ما : كارزار .
( 9 ) . ما : ديدى .