آن به آن است كه خداى يار آنان است كه ايمان دارند و كافران را يار نيست .
خداى ببرد آنان را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك كردند به بهشتهايى كه رود ( 1 ) از زير آن جويها و آنان كه كافر شدند برمىخورند و طعام مىخورند چنان كه خورد چهارپايان ، و دوزخ جاى ايشان است .
[ 271 - ر ] ، بس شهر كه سختر بود به قوت از اين شهر كه تو را ( 2 ) بيرون كرد ، ما هلاك كرديم ايشان را ، يار نبود ( 3 ) ايشان را .
آنچه ( 4 ) باشد بر حجتى از خدايش چنان بود كه بيارايند او ( 5 ) بدى عملش و پيروى كند هواى ( 6 ) خود را .
مثل آن بهشت كه وعده دادند پرهيزكاران را در آن جا جويهاى است از آب ناگرديده و جويهاى است از شير كه نگرديده باشد طعمش ( 7 ) و جويهايى از مى ، خوشى باشد خورندگان را و جويهاى از انگبين صافى ، و ايشان را در آن جا باشد از همه ميوهها و آمرزش از خدايشان چون كسى كه او هميشه بود در دوزخ و بدهند او را آبى تافته پاره پاره كند رودگانيهاى ( 8 ) ايشان .
هامش
( 1 ) . ما : مىرود .
( 2 ) . ما : از شهر تو آن كه تو را .
( 3 ) . ما : نيست يارى گرى .
( 4 ) . ما : آن كه .
( 5 ) . ما : او را .
( 6 ) . ما : هواهاى .
( 7 ) . ما : بنگر ديده طعمش .
( 8 ) . ما : رودههاى .