خداى براى مردمان مثلهاى ايشان .
( 1 )
چون بينى آنان را كه كافر بودند زدن ( 2 ) گردنها تا آنگه كه بسيار بكشى از ايشان استوار كنى بند را يا منت نهى ( 3 ) پس از آن و يا فدا كنى ( 4 ) تا فرو نهد كارزار سلاحهايش آن و اگر خواهد خداى كينه بكشد از ايشان و لكن تا بيازمايد بهرى را به بهرى و آنان كه كارزار كنند ( 5 ) در راه خداى ، باطل نكند كارهاى ايشان .
راه نمايد ايشان را و نيك كند حالشان .
ببرد ايشان را به بهشت خوش كند براى ايشان .
[ 270 - پ ] اى آنان كه گرويدهاى ( 6 ) اگر يارى كنى خداى را ، يارى كند شما را و بر جاى بدارد قدمهاتان .
و آنان كه كافر شدند ، نگونسارى ( 7 ) ايشان را باطل كند كارشان .
آن به آن است كه نخواستند آنچه فرستاد خداى باطل كرد كارشان .
نمىروند در زمين تا بنگرند كه چون بود عاقبت آنان كه پيش ( 8 ) ايشان بودند ، هلاك كرد خداى بر ايشان و كافران را مانند آن بود .
هامش
( 1 ) . اساس و آب : قاتلوا ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .
( 2 ) . آج : پس بزنيد ، ما : زدند .
( 3 ) . آج بر ايشان .
( 4 ) . آج : باز فروشند ايشان را باز فروختنى .
( 5 ) . آج : كشته شدند .
( 6 ) . ما : بگرويديد .
( 7 ) . ما : هلاك باد .
( 8 ) . ما : از پيش .