را ابتلا كردند در مال و نفس و فرزند و وطن ، به همه وفا كرد و در همه صادق آمد . اما موسى - عليه السلام - عزم او آن بود كه ، او را گفتند : . . . إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ( 1 ) او گفت : . . . كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 2 ) . و اما عزم داود آن بود كه ، بر خطيئت خود چندان بگريست كه پيرامن او گياه برست . و اما عيسى ، عزم او آن بود كه ، در دنيا خشتى بر خشتى ننهاد و گفت : دنيا معبر است و گذرگاه ، به او ببايد گذشتن و عمارتش نبايد كردن ، چنان است كه حق تعالى گفت رسول را كه : صبر كن چنان كه اولوا العزم كردند ، در صدق ، چون ابرهيم باش ، و در وثوق چون موسى باش ، و در خشوع چون داود باش ، و در زهد چون عيسى باش . قتاده گفت : نوح و ابراهيم ( 3 ) و موسى و عيسى بودند . كعب الاحبار گفت : در بهشت عدن ، شهرستانى است از مرواريد سپيد كه چشمها باز ماند از آن كه به او رسد ، [ 269 - پ ] هيچ پيغامبر مرسل و هيچ فريشتهء مقرب نديدهاند ، آن ( 4 ) براى پيغامبران اولوا العزم است و براى شهيدان و مجاهدان ، براى آن كه به حلم و علم و عقل و انات ( 5 ) و سكون ، زيادتاند بر ديگران .
* ( وَلا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ ) * ، تعجيل مكن بر كافران به عذاب ، * ( كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا ) * ، كه حال ايشان چنان خواهد بودن كه آن روز كه عذاب موعود بينند ، پندارى كه در دنيا اگر چه عمر ( 6 ) دراز مانده باشند ، به يك ساعت از روز بيش نماندند ( 7 ) در جنب عذاباند ( 8 ) و محنت بلا انقطاع . و گفتند : هول عذاب از ياد ايشان ببرد . آنگه گفت : * ( بَلاغٌ ) * ، اى ، هذا القران بلاغ ، اين قرآن و آنچه در اوست ، بلاغى است كه از محمد - صلى اللَّه عليه و آله - به شما رسيد ( 9 ) . * ( فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ ) * ، هلاك نكنند الا قوم فاسقان را كه از فرمان خداى بيرون آمده باشند .
سعيد جبير گفت از عبد اللَّه عباس كه : چون زنى دشخوار زايد ، اين دو آيت و اين كلمات بر جايى بايد نوشتن ( 10 ) و فرو شستن و به دادن ( 11 ) تا باز خورد :
هامش
( 1 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 61 .
( 2 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 62 .
( 3 ) . اساس ، آب ، آج ، ما ، گا ، آد : ابرهيم .
( 4 ) . گا ، آد ، افزوده : شهرستان .
( 5 ) . گا : انارت .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، آد : عمرهاى .
( 7 ) . آج : بنماند ، ما : ننمايد .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، آد : عذاب ابد .
( 9 ) . آج ، گا ، آد : رسانيد ، ما : كه محمد به شما رسانيد .
( 10 ) . ما : نوشت .
( 11 ) . گا ، آد : و به دو دادن .