عاجز كننده در زمين و نيست او را جز او دوستانى ، ايشان در گمراهىاند ظاهر .
نمىبينند كه خداى است آن كه بيافريد آسمانها و زمين را و در نماند به آفريدن آن ، تواناست بر آن كه زنده كند مردگان را . آرى او بر همه چيزى تواناست .
و آن روز كه عرض كنند آنان را كه كافر شدند بر دوزخ ، نه اين حق است ؟ گويند : آرى به خداى ما . گويد : بچشى عذاب به آن كفر كه آوردى .
صبر كن چنان كه صبر كردند خداوندان عزم از پيغامبران و شتاب مكن ايشان را كه ايشان آن روز كه بينند آنچه وعده دادند ايشان را مقام ( 1 ) نكردند الا يك ساعت از روز رسيدن ، نيست به هلاك كننده ( 2 ) الا گروه فاسقان را ؟
قوله تعالى : [ 257 - پ ] * ( وَالَّذِي قالَ لِوالِدَيْه أُفٍّ لَكُما ) * ، و آن كه گفت مادر و پدرش را اف شما را آنگه كه او را دعوت كردند با ايمان به خداى و بعث و نشور ، و اف ، كلمت كراهت است ، در مكروهات استعمال كنند و مردم ضجر گويد ( 3 ) . و گفتند : معنى آن است كه : نتنا لكما و قذرا ، چنان كه كسى گويد كه وى ( 4 ) ناخوش شنود . و كذلك التف . و گفتند : اف ، و سخ گوش باشد ، و تف ، و سخ ناخن باشد .
گفتند : اين اصل كلمت است ، آنگه در مكروهات استعمال كنند . * ( أَ تَعِدانِنِي ) * ، مرا وعده دهى كه مرا از گور بيرون خواهند آوردن و زنده كردن . * ( وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي ) * ، و از پيش من ايشان ( 5 ) گذاشتهاند و رفته و هيچ باز نيامدند . * ( وَهُما يَسْتَغِيثانِ اللَّه ) * ، و مادر و پدرش فرياد مىخوانند مىگفتند : * ( وَيْلَكَ آمِنْ ) * ، واى به تو ! ايمان آر به
هامش
( 1 ) . لا : درنگ .
( 2 ) . ما : هلاك بكنند ، لا : هيچ هلاك مىشود .
( 3 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : گويند .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : بوى ، هم مىتواند « وى » خوانده شود بجاى « بوى » .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : امتان .