پس از سؤال به دليلى ديگر ، چه اين قول به دليل الخطاب باشد . جواب بهتر از اين آن است كه ، آيت خاص است به متقيانى كه موصوف باشد ( 1 ) به اين صفات و ممتنع نبود كه ايشان را از پس سؤال گور مرگ نباشد ، بل منعم ( 2 ) باشند و زنده در گور ، دليله
قوله - عليه السلام : القبر روضة من رياض الجنة - الخبر ( 3 ) .
* ( فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ ) * ، نصب او بر مفعول له باشد ، اى لفضله . * ( ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * ، گفت : اين به فضل خداى است و نعمت او ، و اين ظفرى است بزرگوار ، يعنى ، فوز به بهشت .
آنگه گفت : * ( فَإِنَّما يَسَّرْناه بِلِسانِكَ ) * ، ما اين قرآن آسان بكرديم بر زبان تو ، و اين « ها » ، كناية عن غير مذكور است ( 4 ) . و گفتند : ما اين قرآن به لغت تو انزال كرديم و چنين ساختيم . * ( لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ) * ، تا همانا انديشه كنند اينان كه زبان و لغت ايشان است .
* ( فَارْتَقِبْ ) * ، انتظار كن آنچه تو را وعده دادهايم ، كه ايشان نيز در حكم منتظراناند ، از آن جا كه به ايشان خواهد رسيدن ، چنان كه به منتظران رسد . و قيل منتظرون دايرة عليك و انما هى عليهم ، گفتند : ايشان نيز گوش به مرگ و ذهاب دولت ( 5 ) و رجوع كار با ايشان مىدارند .
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : باشند .
( 2 ) . گا : متنعم .
( 3 ) . گا : او حفرة من حفر النيران .
( 4 ) . گا ، آد : كناية از غير مذكور است .
( 5 ) . ما ، افزوده : تو .