المساجد مهور الحور ( 1 ) العين
، گفت : خاكروبهء مسجدها [ 235 - ر ] بيرون آوردن ، مهر حور العين باشد .
* ( يَدْعُونَ فِيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِينَ ) * ، مىدرخواهند و مىخوانند و استدعا مىكنند به هر ميوهاى در حالى كه آمن ( 2 ) باشند از آنچه برسد و منقطع شود . و گفتند : آمن ( 3 ) باشد از مضرت و غايلهء او ، يعنى ، همه نفع بىمضرت باشد . قتاده گفت : آمن ( 4 ) باشند از بيمارى و درد و مرگ و وسوسهء شيطان .
* ( لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ ) * ، مرگ نچشند در آنجا ، يعنى در بهشت . در خبر است كه ، چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند و اهل دوزخ در دوزخ ، جانورى را بيارند به شكل گوسپندى و او را بدارند به جايى كه اهل بهشت و دوزخ او را بينند ، آنگه گويند : اين مرگ است ، آنگه بفرمايد قديم تعالى : تا او را بكشند ، و اين بر سبيل مثل باشد ، آنگه ندا كنند كه :
يا اهل الجنة خلود فلا موت ابدا و يا اهل النار خلود فلا موت ابدا
، اى اهل بهشت ! شما هميشه خواهى بودن آن جا كه هستى و مرگ نباشد هرگز ، و يا اهل دوزخ ! آن جا هميشه خواهى بودن كه مرگ نباشد هرگز ، * ( إِلَّا الْمَوْتَةَ الأُولى ) * ، گفتند : « الا » اين جا به معنى بعد است ، يعنى ، بعد الموتة الاولى ، از پس مرگ اول . و گفتند ، مانند آن است كه گفت : وَلا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ ( 5 ) . . . ، اى ( 6 ) بعد ما قد سلف . و گفتند : به معنى سوى است .
و گفتند : منقطع است به معنى ، لكن اى ، لكن الموتة الاولى قد ذاقوها ( 7 ) . و اين تأويلها براى آن گفتند كه ، استثناء اخراج بعض الجملة منها باشد ، و آن موت داخل نيست در اين اوقات كه او ماضى است تا اخراج توان كردن از او به الا . و مثله فى الكلام ما ذقت اليوم طعاما الا ما اكلته بالامس ، اى بعد ما اكلته ، او سوى ما اكلته . و سوى ، به معنى الا ، نزديك باشد . * ( وَوَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ ) * ، و ايشان را نگاه دارد از عذاب دوزخ . و در آيت تمسكى نيست اصحاب نجار را [ 235 - پ ] در نفى سؤال گور و عذاب ، فى قوله : * ( إِلَّا الْمَوْتَةَ الأُولى ) * ، براى آن كه در آيت نفى مرگ است در بهشت و اثبات مرگ كه در دنيا بوده است ، و اين ، منع نكند از آن كه مرگى باشد در گور
هامش
( 1 ) . آج ، آد : حور .
( 4 - 3 - 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : ايمن .
( 5 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 22 .
( 6 ) . ما ، افزوده : الا ، آد : الا ما قد سلف .
( 7 ) . گا : فذاقوها .