تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
من » گليم برداشتم تا با ايشان در زير آن شوم . رسول گليم از من در كشيد و گفت : انك على ( 2 ) خير ، گفت : تو با خيرى و اهل البيت من اينانند . و ابو هريره روايت كرد كه ، رسول - عليه السلام - على و فاطمه و حسن و حسين را گفت : انا حرب لمن حاربتم ( 3 ) و سلم لمن سالمتم ( 4 ) ، من به جنگم با آن كه با شما به جنگ است ، به صلحم با آن كه با شما به صلح است . سدى روايت كرد عن ابى الديلم ، گفت : آنگه كه حسين على را - عليهما السلام - بكشتند ( 5 ) و زنان او را با على بن الحسين به شام بردند به اسيرى ، يكى از شاميان برخاست و گفت : الحمد للَّه الذى قتلكم و استأصلكم و قطع قرن الفتنة . على ابن الحسين گفت : يا هذا ! تو قرآن دانى ؟ گفت : آرى ! گفت : حواميم دانى ؟ گفت : آرى ! گفت نخوانده‌اى : * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى . . . ؟ ) * گفت : آرى ! گفت : اين قربى ماايم كه خداى تعالى دوستى ما فرمود . صادق - عليه السلام - گفت ، نقش نگين انگشترى پدرم اين بود :
ظني باللَّه حسن و بالنبي المؤتمن
و بالوصى ذي المنن و بالحسين و الحسن
منصور فقيه ( 6 ) گويد :
ان كان حبي خمسة زكت به فرائضي ( 7 ) و بغض من عاداهم رفضا فاني رافضي
اين جمله اخبار آن است كه ثعلبى ، امام اصحاب الحديث ، در تفسير اين آيت آورد [ 185 - ر ] در كتاب خود ، بر اين قدر قناعت كرده شد چه اگر اخبارى كه در اين باب از طرق اصحاب ما آمده است بيارند در اين باب يك مجلد در او ( 8 ) شود و اين اخبار از طريق مخالفان ، چون حجتى باشد بر ايشان . بعضى ديگر گفتند : اين « قربى » ، فرزندان عبد المطلباند . انس مالك روايت كرد كه ، رسول - عليه السلام - گفت : نحن ولد
هامش
( 1 ) . گا ، آد ، افزوده : گوشهء . ( 2 ) . ما ، گا ، لا : الى . ( 3 ) . گا ، آد : حاربكم . ( 4 ) . گا : سالمكم . ( 5 ) . آج ، ما ، آد : شهيد كردند . ( 6 ) . ما : رفيقه . ( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : رافضى . ( 8 ) . آج : درج ، ما : پر ، گا ، آد : ندارد .