انسان ( 1 ) ، بمثابت مشترى است در آسمان ، و او را در دو برج كرد : يكى قوس و يكى حوت ، همچنين بصر در دو چشم نهاد . شم در انسان بمنزلت مريخ كرد در آسمان و او را دو برج نهاد : يكى عقرب ، يكى حمل ، همچنين شم در [ ممر ] ( 2 ) دو بينى نهاد .
ذوق در انسان بمنزلت زهره كرد در آسمان و آن را دو برج كرد : يكى ثور و يكى ميزان . همچنين ذوق در دو جاى نهاد : از لهات ( 3 ) و لسان . لمس در انسان بمنزلت عطارد كرد در آسمان ، و او را دو برج نهاد : يكى سنبله ، يكى جوزا ، همچنين لمس در دو دست ( 4 ) نهاد .
نطق در انسان بمنزلت آفتاب كرد در آسمان ، و آن را يك برج كرد و آن اسد است ، همچنين نطق را يك آلت نهاد از زبان ( 5 ) . كتابت در انسان بمنزلت قمر است ( 6 ) در آسمان ، و آن را يك برج نهاد و آن سرطان ( 7 ) ، همچنين كتابت در دست راست نهاد بر غالب عادت . از آيات آفاق ، آفتاب تابان از قطب آسمان ، و از آيات انفس نور معرفت در دل مرد خداى دان ، بل اين فاضلتر از آن ، كه ( 8 ) :
إن شمس النهار تغيب ( 9 ) بالليل
و شمس القلوب ليس تغيب
و از آيات آفاق ماه و ستارگان ، گاه ماه به زيادت ، گاه به نقصان . در برابر آن علوم نهاد در انسان : علم توحيد براى اديان و علم فقه براى اركان و علم طب براى ابدان و علم نجوم براى ازمان و علم نحو براى تقويم لسان ، علم رياضت براى حيوان ، علم سياست براى سلطان ، علم صحبت ( 10 ) براى اخوان ، و هذا خطب يطم 1 » و امر لا يتم ، عمر برسد ( 12 ) و او بنرسد ، عدالى ما كنت فيه .
* ( حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ ) * ، [ 171 - پ ] تا پيدا شود ايشان را كه آن حق است و از خداى است - جل جلاله - چه اگر نه چنين بودى ، بر يك وتيرت و نسق نماندى بل مختلف شدى ، يعنى اين آيات و ادلت حق است و از خداى است ، و قيل : * ( أَنَّه ) * ، يعنى ( 13 ) ،
هامش
( 1 ) . گا ، آد : انفس .
( 2 ) . در اساس زير وصالى رفته ، از آج گذاشته شد .
( 3 ) . گا ، آد : لبها .
( 4 ) . لا : دو كف .
( 5 ) . ما : و آن زبان است ، گا ، آد : كه آن زبان است .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، آد : كرد .
( 7 ) . آج ، ما ، افزوده : است ، آد : برج داد از سرطان .
( 8 ) . گا ، آد : كما قال الشاعر .
( 9 ) . گا ، لا ، آد : تغرب .
( 10 ) . ما : نصيحت .
( 11 ) . آج : خطبتم ، ما : خاطب .
( 12 ) . گا ، آد : به پايان رسد .
( 13 ) . گا ، آد : طريقة .