احيانى بمانند ( 1 ) صلصلهاى چون صلصلهء جرس و مرا از آن خوفى باشد ، و اوقاتى بر صورت مردى بيايد و با من سخن ( 2 ) گويد : اين بر من آسانتر باشد از آن .
بعضى دگر گفتند : ترس ايشان از قيام ساعت باشد ( 3 ) . كلبى گفت : ميان عيسى - عليه السّلام - و رسول ما مصطفى - صلَّى اللَّه عليه و آله - فترتى دراز بود مدت پانصد و پنجاه سال . خداى تعالى در او پيغامبرى نفرستاد و وحى از آسمان به زمين نيامد .
چون خداى تعالى رسول ما را - صلَّى اللَّه عليه و على آله - بفرستاد اهل آسمان آن آواز وحى شنيدند گمان بردند كه قيامت است بيوفتادند و بىهوش شدند . چون جبريل بر ايشان مىگذشت سر مىبرداشتند و خوف ايشان ساكن شده بود . مىگفتند با يك ديگر : ما ذا قال ربّكم ؟ جواب مىدادند يك ديگر را : الحق .
* ( وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ) * ، ضحّاك گفت : چون فريشتگان معقّبات به زمين آيند ، انحدار ايشان را آوازى باشد مخوف از فريشتگان كه فرود ايشان باشند ، بترسند پندارند قيامت است چون بدانند كه قيامت نيست ترس از ايشان ( 4 ) بشود . و اين تنبيهى است از خداى تعالى مشركان را و تكذيبى از او قول ايشان را . و آنگه ( 5 ) گفت :
فريشتگان [ 27 - ر ] با قربت منزلت ايشان و صلابت خلقت ايشان از پيش وحى خداى تعالى چنين ضعيف و ذليلاند و ايشان را شفاعت نباشد مگر به دستورى خداى تعالى .
چون دستورى دهند ايشان را ، ايشان او از وحى ( 6 ) و كلام خداى چنين ترسند و چنين مقالت گويند . آنگه بتان شما را با آن كه جماد ( 7 ) بى خير و شرّاند و بى نفع و ضرّاند ( 8 ) ايشان را شفاعت كى رسد ! بعضى دگر گفتند : مراد مشركانند كه عند نزول مرگ فريشتگان ( 9 ) به ايشان بترسند ، آنگه خداى تعالى ترس از دل ايشان ببرد ( 10 ) اقامت حجّت را ، تا آنچه مىبينند ( 11 ) مىدانند . فريشتگان ايشان را گويند : ما ذا قال ربّكم ؟ ايشان گويند :
هامش
( 1 ) - دا : برمانند .
( 2 ) - دا : سخنى .
( 3 ) - دا : بود .
( 4 ) - دا : از دل ايشان .
( 5 ) - اساس : آن كه ، به قياس با نسخهء آج ، لب : تصحيح شد .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : ايشان از وحى .
( 7 ) - آج ، لب : جمادى .
( 8 ) - دا : بىنفع و ضر .
( 9 ) - دا : عند نزول فريشتگان ، آج ، لب : مرگ و فريشتگان .
( 10 ) - آج ، لب : بردارد .
( 11 ) - آج ، لب : با آنچه بينند .