كه كلام خداى شنوند .
مسروق گفت از عبد اللَّه مسعود ( 1 ) كه او گفت كه : چون خداى تعالى وحى كند از وحى او و كلام او صلصلهاى و آوازى شنوند ، چون آواز سلسله كه بر سنگ سخت بكشند . ايشان از آن هول بيفتند و از هوش بشوند ( 2 ) و به روى در آيند به سجده . چون بدانند كه وحى است ترس از دل ايشان بردارند . يك با يك گويند ( 3 ) : * ( ما ذا قالَ رَبُّكُمْ ) * ، خداى چه گفت ؟ * ( قالُوا الْحَقَّ ) * ، گويند : حق گفت .
و عبد اللَّه مسعود اين خبر روايت كرد مرفوع به رسول [ 26 - پ ] - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت : چون خداى تعالى به وحى سخن گويد ( 4 ) ، اهل آسمان از وحى او صلصلهاى شنوند ، چون آواز زنجيرگران كه بر سنگ بكشند ، بترسند و بىهوش شوند . چون جبريل را بينند با وحى بدانند كه آواز وحى بود ، ترس از دل ايشان ساكن شود . گويند :
يا جبريل ! ما ذا قال ربّكم ؟
جبريل گويد :
الحق .
اهل آسمان به يك بار آواز دهند گويند :
الحقّ الحقّ .
و مصداق اين قول ، حديث ابو هريره است كه روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : چون خداى قضايى فرمايد در آسمان فريشتگان پرها برهم زنند بمانند آواز زنجير بر سنگ سخت . اهل آسمان بترسند ، آنگه ساكن شوند ، گويند :
ما ذا قال ربّكم ؟
جواب دهند يك ديگر را ، و گويند :
الحقّ الحقّ .
گفت : مانند ( 5 ) اين نواس بن سمعان روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه چون وحى كند به جبريل در كارى و پيغامى ، رجفهاى و زلزلهاى در آسمان افتد كه اهل آسمانها بترسند و بىهوش شوند و به سجده در افتند . چون جبريل بر ايشان گذر كند بدانند كه آن سبب ( 6 ) وحى بوده است از رجفه ( 7 ) ، جبريل را گويند :
ما ذا قال ربّنا ؟
او گويد :
الحق .
ايشان گويند :
الحقّ .
جبريل به زمين آيد و وحى بگذارد ( 8 ) .
الحارث بن هشام گفت : از رسول پرسيدم كه وحى به تو چون آيد ؟ گفت :
هامش
( 1 ) - دا : عبّاس .
( 2 ) - آج ، لب : بىهوش شوند .
( 3 ) - دا : گويد ، آج ، لب : گويند يك به يك .
( 4 ) - آج ، لب : سخنى فرمايد .
( 5 ) - دا : و مانند .
( 6 ) - آج ، لب : از سبب .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : آن رجفه .
( 8 ) - دا : بگزارد .