* ( وَما لَه مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ ) * ، و خداى را تعالى از ايشان يارى و ظهيرى و عونى نيست . و آن كه به اين صفت باشد خدايى را نشايد و معبود نباشد ( 1 ) . و اين سه « من » [ 26 - ر ] كه در آيت است ( 2 ) ، اوّل و آخر زيادت است لتأكيد النّفى ، و ميانين اعنى « منهم » براى [ تبيين است ] ( 3 ) * ( وَلا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَه ) * ، آنگه حق تعالى در اين آيت قطع طمع آنان كرد از مشركان كه گفتند : . . . هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه . . . ( 4 ) ، اينان شفيعان مااند بنزديك خداى تعالى . گفت : شفاعت سود ندارد ( 5 ) نزديك خداى تعالى ، * ( إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَه ) * ، الَّا آن كس را كه دستورى دهند در شفاعت كردن . پس مشفّع آن باشد كه به دستورى او شفاعت كند . ابو عمرو و حمزه و كسائى و اعمش خواندند : « اذن » به ضمّ همزه على - الفعل المجهول . و راويان عاصم مختلفاند . از او هر دو روايت كردند و باقى قرّا « اذن » خواندند على اضافة الفعل الى اللَّه تعالى ، يعنى : الَّا آن كس را كه خداى تعالى دستورى دهد . * ( حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ ) * ، ابن عامر و يعقوب خواندند : « فزّع » به فتح « فا » و « زا » على الفعل المستقيم ، اسنادا الى اللَّه تعالى ، تا آنگه كه خداى تعالى ترس از دل ايشان ببرد . و باقى قرّا « فزّع » به ضم « فا » و كسر « زا » على الفعل المجهول ، تا آنگه كه ترس از دل ايشان ببرند . معنى يكى است چه فعل خداى تعالى به صورت ، ما لم يسمّ فاعله ، در قرآن بسيار است . منه قوله : . . . عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . . . ( 6 ) ،
و حسن بصرى خواند در شاذّ : اذا فرّغ عن قلوبهم ، من الفراغ تا آنگه كه [ ترس ] ( 7 ) از دل ايشان ببرد و دل ايشان فارغ كنند از خوف . و « تفزيغ » لفظى است از باب اضداد ، هم آن باشد كه بترسانيد ( 8 ) و هم آن كه ترس ببرد ، جز آن كه ترس ببردن با « عن » مستعمل بود . يقال : فزّعته اذا افزعته و فزّعت عنه اذا كشفت عنه الفزع .
مفسّران خلاف كردند در آن كه اين كنايت راجع با كيست و موصوف به اين صفت كيست ! بعضى مفسران گفتند : فريشتگاناند ، آنگه در سبب ترس ايشان خلاف كردند ، بعضى گفتند : ترس ايشان از غشيتى باشد كه به ايشان رسد ، عند آن
هامش
( 1 ) - آج ، لب : معبود را نشايد .
( 2 ) - دا : هست .
( 3 ) - اساس و آب افتادگى دارد ، از دا ، افزوده شد .
( 4 ) - سورهء يونس ( 10 ) آيهء 18 .
( 5 ) - آج ، لب ، افزوده : از مشركان .
( 6 ) - سورهء نمل ( 27 ) آيهء 16 .
( 7 ) - اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 8 ) - دا : بترسانند ، آج ، لب : بترساند .