به شام همچنين بود .
عبد اللَّه عبّاس گفت : قرى ظاهرة ، اى ، عربيّة ، يعنى ، از يمن تا شام شهرها تازى زبان است . بعضى دگر گفتند : ميان مدينه و شام ( 1 ) . سعيد جبير گفت : ميان مأرب و شام ( 2 ) . مجاهد گفت : شروان است ( 3 ) . وهب گفت : دههاى صنعاست ( 4 ) .
* ( وَقَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ ) * ، و تقدير كرديم ايشان را رفتن از منزل به منزل همه آبادانى و دهها و شهرها . * ( سِيرُوا فِيها لَيالِيَ ) * ، اى ، و قلنا لهم ، و گفتيم ايشان را كه : مىروى به مراد خود در اين شهرها و دهها به شبها و روزها [ 25 - ر ] ايمن از آفات و از بيم دشمن .
صورت امر است ، مراد اباحت ( 5 ) . ايشان را از اين حال بطر ( 6 ) آمد و طاغى و باغى ( 7 ) شدند و صبر نكردند بر عافيت . و گفتند : اگر مسافت ( 8 ) تا به ضياع ما دور تر بودى ، همانا ما را آرزو و شهوت ( 9 ) بيشتر بودى عند آن حال .
گفتند : * ( رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا ) * ، ميان سفرهاى دور كن ( 10 ) و بيابانها ساز ( 11 ) تا مازاد برگيريم و آب برگيريم ، چنان كه دگر مسافران . خداى تعالى دعاى ايشان به اجابت مقرون كرد .
قرّا در اين آيت خلاف كردند : ابن كثير و ابو عمر [ و ] خواندند : ربّنا بعد من التّبعيد ، بار خدايا ! دور كن ميان سفرهاى ما . و يعقوب خواند : ربّنا باعد ، به رفع « ربّنا » بر ابتدا ، و « باعد » ، بر فعل ماضى ، خبرا لمبتداء ( 12 ) ، خداى ما دور كرد . و اين قرائت از محمد بن الحنفيّه روايت كردند و به معنى آن باشد كه اين بر سبيل بطر گفتند : و تنعّم ، يعنى ، در حقّ ما اين مقدار دور است . و باقى قرّا خواند [ ند ] : ربّنا باعد ، امر است ، من المباعدة . * ( وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * ، و بر خود ظلم كردند به كفر و معصيت .
* ( فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ ) * ، ما ايشان را احدوثهيى و مثلى كرديم و عبرتى كه از ايشان باز -
هامش
( 2 - 1 ) - دا : شام است .
( 3 ) - دا : سروات است .
( 4 ) - آج ، لب : صنعان است .
( 5 ) - دا : و مراد اباحت ، آج ، لب : و مراد با خبر .
( 6 ) - آج ، لب : بتر .
( 7 ) - آج ، لب : ياغى .
( 8 ) - آج ، لب : مضافت .
( 9 ) - آج ، لب : آرزوى شهوت .
( 10 ) - دا : ميان ما سفرهاى ما دور كن ، آج ، لب : سفرهاى ما دور كن .
( 11 ) - دا : بيابانهاى ساده ، آج ، لب : بيابانهاى سافر .
( 12 ) - دا : خبرا للمبتدا .