تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
عبد اللَّه [ عبّاس ] ( 1 ) گفت : عرم نام بندى است كه بلقيس كرد آن جا و سبب آن بود كه ايشان براى آب خلاف كردند بسيار و منازعه مىبود ميان ايشان تا به مخاصمت ( 2 ) انجاميد ، بلقيس برخاست و از ميان ايشان برفت و به كوشكى شد كه او را بود و در ببست و روى ( 3 ) به ايشان ننمود ايشان برخاستند و پيش او رفتند و عذر خواستند از او و شفاعت كردند او را كه باز آى ما دگر ( 4 ) مانند آن نكنيم . او برخاست و بيامد و بفرمود تا آن جا كه ره گذر آن آب بود بندى كردند عظيم و آن عرم است به لغت حمير ، و آن سدّى بود كه او بفرمود ميان دو كوه به سنگ و قير ، و آن را سه در كرد : يكى از بالاى ديگر و در زير آن بركه‌اى عظيم بكرد و آن را دوازده راه بكرد به عدد جويهاى ايشان . چون باران آمدى و سيل آب در پس آن سد مجتمع شدى ، آنگه در بالايين بگشادى تا آب در آن بركه آمدى [ چون كمتر شدى در ميانين ( 5 ) بگشادى ، چون كمتر شدى در زيرين بگشادى ] ( 6 ) و از آن جا ( 7 ) بركه آب قسمت كردى در جويها و بفرمود تا پشك گوسپند در آب افگندندى هر كجا كه آب بيش ( 8 ) بودى آن پشك سريعتر برفتى بفرمودى تا باقوام راستى آوردندى ، هم بر اين نسق اين بكرد و همچنين [ 24 - ر ] مىبود تا آنگه كه بلقيس گذشته شد . و مدّتى بر اين بر آمد و ايشان طاغى و باغى ( 9 ) شدند . چون از حدّ خود تعدّى كردند ، خداى تعالى موشان ( 10 ) بزرگ بر ايشان مسلَّط كرد ، بيامدند ( 11 ) و آن سدّ بسفتند و سوراخ كردند تا آب در افتاد و بيران كرد ( 12 ) و سيل در شهرهاى ايشان افتاد و زمينها و سراها و بستانها خراب كرد . وهب گفت : كه ايشان شنيده بودند كه شهر ايشان به موش بيران ( 13 ) خواهد شدن ،
هامش
( 1 ) - اساس : ندارد ، از آب ، افزوده شد . ( 2 ) - دا : به محاربت ، آج ، لب : تا محاربه به مخاصمه . ( 3 ) - دا : و نيز روى . ( 4 ) - دا : كه ما دگر ، آج ، لب : كه ما ديگر . ( 5 ) - آج : در ميان . ( 6 ) - اساس و آب ، افتادگى دارد ، از دا افزوده شد . ( 7 ) - آج ، لب : و آن بركهء . ( 8 ) - دا ، آج ، لب : بيشتر . ( 9 ) - آج ، لب : ياغى . ( 10 ) - دا ، آج ، لب : موشانى . ( 11 ) - دا ، آج ، لب : تا بيامدند . ( 12 ) - اساس : بيرون كرد ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد . ( 13 ) - آج ، لب : ويران .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 61 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي