هر كجا فرجهاى ( 1 ) بود ميان دو سنگ گربهاى باز بسته بودند .
چون وقت هلاك ايشان بود خداى تعالى موشان ( 2 ) را فرستاد كه گربگان از ايشان بگريختند و با ايشان كار كن ( 3 ) نبودند ، و ايشان مسلَّط شدند و سدّ ( 4 ) سوراخ كردند و سيلى عظيم خداى فرستاد تا سدّ بكند و از جاى بر داشت و آب در شهرها و خانههاى ايشان افتاد و بيران كرد ، و ايشان بعضى هلاك شدند و بعضى در عالم پراگنده شدند ، و پراگندن ايشان در عرب مثل شد ، تا هر پراگندهاى مستأصل را گفتند : تفرّقوا ايدى سبا و ايادى سبا . و اين در كلام و اشعار ايشان بسيار است . قال كثيّر ( 5 ) :
ايادى ( 6 ) سبا يا عزّ ما كنت بعدكم
فلم يحل ( 7 ) بالعينين بعدك منظر ( 8 )
و قال آخر :
من صادر او وارد ايدى سبا
و قال جرير ( 9 ) :
الوار دون و تيم فى ذرّى سباء
قد عضّ اعناقهم جلد الجواميس ( 10 )
و اشتقاق عرم از « عرامه » باشد و آن تمرّد و عصيان باشد ، و العارم ، المتمرّد الشّديد ، و به عرام .
* ( وَبَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ ) * ، گفت : ايشان را بدل داديم به آن دو بستان پر ميوه و نعمه دو بستان خداوند ميوهها ، از خمط ، و خمط اراكه ( 11 ) باشد بر قول بيشتر مفسّران .
و گفتند : خمط هر درختى بود كه تيه ( 12 ) دارد . و گفتند : درخت تاه بود . و گفتند :
درختى است كه بارى طلخ ( 13 ) آرد . و گفتند : هر نباتى تلخ را خمط خوانند [ 24 - پ ] .
هامش
( 1 ) - آج ، لب : فراخنايى .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : موشانى .
( 3 ) - دا ، آج ، لب : كارگر .
( 4 ) - دا : بند .
( 5 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : شعر .
( 6 ) - اساس : ايا ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 7 ) - اساس : فكم يجل ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 8 ) - اساس : بعدكم منظرو ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 9 ) - دا ، آج ، لب : افزوده : شعر .
( 10 ) - آج ، لب : الحواميش .
( 11 ) - دا ، آج ، لب : اراك .
( 12 ) - آج ، لب : تنه .
( 13 ) - دا ، آج ، لب : تلخ .