تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
درختان بگذشتى كه به آن سرشدى ( 1 ) سبد او پر از ميوه بودى بى آن كه او بدست بگرفتى [ 23 - پ ] . * ( كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ ) * ( 2 ) ، اين از آن جايهاست كه قول در او مضمر است . و التقدير : قيل لهم كلوا من رزق ربّكم . گفتند ايشان را بخورى از روزى خدايتان و شكر كنى او را . * ( بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ ) * ، خبر مبتداى محذوف است ، اى ، هذه بلدة طيّبة او بلدتكم بلدة طيّبة . * ( وَرَبٌّ غَفُورٌ ) * ، و ربّكم ربّ غفور ، اين شهر شما شهرى خوش است و خدايتان خدايى است آمرزنده . * ( فَأَعْرَضُوا ) * ، وهب گفت : خداى تعالى سيزده پيغامبر را به سبا فرستاد تا ايشان را با خداى خواند و تذكير نعمت خداى كردند ايشان را و ايشان اعراض كردند و عدول ، و كفر آوردند و گفتند : ما خداى را بر خود نعمتى نمىشناسيم و اگر اين نعمت او كرده است ، بگو تا باز گيرد از ما . حق تعالى گفت : * ( فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ ) * ، ما سيل عرم بر ايشان بفرستاديم . سيل آبى عظيم باشد كه آن را دفع نتوان كردن . [ قال الشاعر : ( 3 )
اقبل ( 4 ) سيل جاء من امر اللَّه يجرد جرد الجنّة المغلَّة ( 5 ) ] ( 6 )
و مفسّران در « عرم » خلاف كردند ، بعضى گفتند : عرم خود نام سيل است ، اضافة اليه ( 7 ) لاختلاف اللَّفظين ، كقوله : حندس الظَّلم . و قيل : هو من باب قولهم : يوم الجمعة و شهر ربيع الاوّل ، و هو الصّحيح . و بعضى گفتند : بارانى عظيم باشد ، و گفتند : نام واديى است . و گفتند : نام آن موش بود كه آن بند سوراخ كرد . و گفتند : نام بندى است كه آن جا كرده بودند . [ و اعشى در اين باب گفت ، شعر :
قفّى ذلك للمؤنسي ( 8 ) اسوة و مأرب قفّى عليه العرم
رخام ( 9 ) بنته ( 10 ) لهم حمير اذا جاء مأوهم لم يرم ( 11 ) ] ( 12 )
هامش
( 1 ) - آج ، لب : به آن سو شدى . ( 2 ) - آج ، لب ، افزوده : كه اين شهر شما شهرى خوش است . ( 3 ) - آج ، لب ، افزوده : شعر . ( 4 ) - آج ، لب : اقيل . ( 5 ) - آج ، لب : لمغلَّة . ( 6 ) - اساس و آب افتادگى دارد ، از دا افزوده شد . ( 7 ) - دا ، آج ، لب : اضافة اليه . ( 8 ) - آج ، لب : مؤانسى . ( 9 ) - اساس : رحام ، با توجه به نسخه آج ، تصحيح شد . ( 10 ) - آج ، لب : نيته . ( 11 ) - آج ، لب : لم يريم . ( 12 ) - اساس و آب افتادگى دارد ، از دا افزوده شد .