آن خلاف كرده باشند .
منذر الثّورى گفت : به نزديك ربيع خثيم ( 1 ) حاضر بودم ، مردى در آمد از آنان كه به قتل حسين بن على - عليهما السّلام ( 2 ) - حاضر بودند ، ربيع او را گفت : شمايى كه سر نبيرگان رسول بر فتراكها آويخته آوردهاى ؟ به خداى كه گزيدگانى را كشتهاى كه اگر پيغامبر خداى ايشان را ديدى بر كنار خود نشاندى و بوسه بر دهن ايشان دادى ، آنگه اين آيت بر خواند : * ( قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ( 3 ) . . . * ( أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِي ما كانُوا فِيه يَخْتَلِفُونَ ) * .
قوله : * ( وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ) * ، گفت : اگر چنان كه هر ملك و ملكى ( 4 ) كه در زمين هست فردا دقيامت ( 5 ) كافران و ظالمان را باشد ، و هم چندان ديگر با آن به فدا كنند روز قيامت از بدى عذاب كه به ايشان رسد .
انس مالك ( 6 ) روايت كرد كه ، رسول ( 7 ) - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت : فردا دقيامت ( 8 ) خداى تعالى گويد يكى را كه از او كمتر عذاب نباشد : [ 117 - پ ] در دوزخ اگر ملك دنيا تو را باشد امروز به فداى خود كنى از اين عذاب ؟ گويد : آرى ! خداى تعالى گويد : من از اين خوار ( 9 ) خواستم از تو در دنيا و كمتر ، اجابت نكردى و آن آن بود كه گفتم : به من شرك ميار ، شرك ( 10 ) آوردى . * ( وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللَّه ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ) * ، و ايشان را پديد آيد از خداى تعالى آنچه گمان نبرده باشند در دنيا و در حساب ايشان نبوده باشد .
سدّى گفت : آنچه گمان برده باشند كه حسنات است كه بنگرند سيّئات باشد ، براى آن كه نه بر آن وجه كرده باشند كه خداى ( 11 ) فرموده است .
محمّد بن المنكدر در در مرگ جزع مىكرد ، او را گفتند ( 12 ) : جزع مىكنى از
هامش
( 1 ) - اساس : خيثم ، به قياس نسخه آج ، تصحيح شد .
( 2 ) - آج ، لب : عليه السّلام .
( 3 ) - دا ، لب ، افزوده ، * ( عالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ ) * .
( 4 ) - دا : هر ملك و ملل ، آج ، لب : ملكى .
( 8 - 5 ) - دقيامت / در قيامت ، دا ، لب : فرداى قيامت ، آج : فردا قيامت .
( 6 ) - آج ، لب : انس بن مالك .
( 7 ) - دا : حضرت رسول .
( 9 ) - دا ، آج ، لب : خوارتر .
( 10 ) - دا : ندارد .
( 11 ) - دا : حقّ جلّ و علا .
( 12 ) - آج ، لب : مىگفتند .