شما ، او راست پادشاهى ، نيست خداى مگر او كجا ( 1 ) مىگردانند شما را ؟
اگر كافر شوى خداى بىنياز است از شما و نپسندد بندگانش ( 2 ) كفر و اگر شكر كنى بپسندد شما را و بر نگيرد ( 3 ) بردارندهاى بار ( 4 ) ديگرى ، پس با خدايتان بازگشت شما ، خبر دهد ( 5 ) شما را به آنچه كرده باشى ( 6 ) ، او داناست بر سينهها ( 7 ) .
[ 103 - پ ] چون برسد ( 8 ) آدمى ( 9 ) را رنجى ، بخواند خدايش را باز شونده ( 10 ) با او ، چون بدهد او را نعمتى از او فراموش كند آنچه مىخواند با او از پيش و كند خداى را همتايات تا گمراه كند از ره او . بگو برخور به كفرت اندكى كه تو از اهل دوزخى .
يا كيست آن كه ايستاده باشد ( 11 ) به اوقات ( 12 ) شب سجده كننده و ايستاده ، ترسد از آخرت و اميد دارد به رحمت خدايش ، بگو راست باشند ( 13 ) آنان كه دانند و آنان كه ندانند ، انديشه كنند خداوندان عقلها ( 14 ) ؟
بگو اى بندگان من
هامش
( 1 ) - دا : چگونه .
( 2 ) - دا : بندگان خود را .
( 3 ) - دا : بر ندارد .
( 4 ) - دا : گناه .
( 5 ) - دا : بياگاهاند .
( 6 ) - دا : بودى مىكردى .
( 7 ) - دا : كه او داناست بدانچه در سينههاست .
( 8 ) - دا : بپسايد .
( 9 ) - دا : مردمها را .
( 10 ) - آج ، لب : باز گردنده .
( 11 ) - دا : يا آن كه او ايستاده است .
( 12 ) - دا : ساعتهاى .
( 13 ) - دا : برابر بود با .
( 14 ) - دا : خردها .