تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
گفت : اى ابليس ! چه باز داشت تو را كه سجده كنى كه من آفريدم ( 1 ) به دستهاى خود . بزرگى مىكنى يا از جمله بزرگوارانى ؟ گفت : من بهترم از او ، آفريدى ( 2 ) مرا از آتش و آفريدى ( 3 ) او را از گل . گفت : برو از آن جا كه تو رانده‌اى ( 4 ) . و بر تو است لعنت من تا به روز جزا . گفت : خداى من ! مهلت ده مرا تا به آن روز كه بر انگيزند ايشان را . گفت : تو از مهلت دادگانى . تا ( 5 ) به روز وقت دانست ( 6 ) . گفت : به عزّت تو كه گمراه كنم همه را . مگر بندگانى را از ايشان خالص ( 7 ) . گفت : درست ( 8 ) ، و حق مىگويم . [ 101 - پ ] پر باز كنم ( 9 ) دوزخ از تو و از آنان كه پى تو گيرند ( 10 ) از ايشان همه . بگو : نمىخواهم از شما بر اين مزدى و نيستم من از تكلَّف ( 11 ) كنندگان . نيست آن مگر ياد كردى جهانيان را . و بدانى خبر او پس ( 12 ) روزگارى .
هامش
( 1 ) - دا : آن را كه بيافريديم . ( 3 - 2 ) - دا : بيافريدى . ( 4 ) - دا : بيرون شو از بهشت كه تو نفريده‌اى . ( 5 ) - دا : با . ( 6 ) - دا : معلوم . ( 7 ) - دا : كه مخلص باشند . ( 8 ) - دا : درست است . ( 9 ) - دا : پر كنم ، آج ، لب : پر گردانم . ( 10 ) - دا : پسروى كند تو را . ( 11 ) - اساس : تكليف ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد . ( 12 ) - دا : پس از .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 290 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي