ايشان را ذكر سراى .
* ( وَإِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيارِ ) * ، و ايشان نزديك ما از گزيدگاناند .
* ( وَاذْكُرْ إِسْماعِيلَ ) * [ 99 - پ ] * ( وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ ) * ، آنگه گفت : ياد كن اسماعيل و اليسع را . كوفيان الَّا عاصم و اليسع ، به دو « لام » خواندند ، « لام » تعريف در او بردند با آن كه اسم علم است و باقى قرّا به يك لام خواندند ( 1 ) . چنان كه شاعر گفت ( 2 ) :
وجدنا الوليد بن اليزيد مباركا
شديدا باعباء الخلافة كاهله
* ( وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الأَخْيارِ ) * ، و همه گزيدگان بودند ، چه جمله پيغامبراناند ، و حديث و قصّهء ايشان در سورة الانبياء رفته است » .
* ( هذا ذِكْرٌ ) * ، اين ياد كردى است تو را ، * ( وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ ) * ، و پرهيزكاران را حسن - المآب باشد و نيكو ( 4 ) بازگشتن .
* ( جَنَّاتِ عَدْنٍ ) * ، بدل حسن المآب است ، بهشتهاى مقام ، * ( مُفَتَّحَةً لَهُمُ الأَبْوابُ ) * ، درهاى آن گشاده براى ايشان .
* ( مُتَّكِئِينَ فِيها ) * ، نصب او بر حال است ، تكيه زده باشند آن جا . * ( يَدْعُونَ فِيها ) * ، مىخواهند و مىخوانند خدم و حشم را به ميوهء بسيار و انواع شراب .
* ( وَعِنْدَهُمْ ) * ، و بنزديك ايشان باشند زنانى از حور العين ، چشم كشيده كه نظر مقصور باشند ( 5 ) بر شوهران خود ، * ( أَتْرابٌ ) * ، همزاد ( 6 ) ، يعنى ، همه به يك سنّ ( 7 ) همه جوان و همه با جمال . مفسّران گفتند : از بنات سى ساله تا سى و سه ساله ، واحدها : ترب ، قال ابن ابى ربيعه :
ابرزوها مثل المهاة ( 8 ) تهادى
بين عشر كواعب اتراب
* ( هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ ) * ، اين آن است كه شما را وعده دادهاند براى روز قيامت . ابن كثير و ابو عمرو ، به « يا » خواندند خبرا عن الغائب . و باقى قرّا به « تا » ى
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب ، اين جمله را پس از بيت عربى آوردهاند .
( 2 ) - دا ، افزوده : شعر .
( 3 ) - آج ، لب : رفته .
( 4 ) - آج ، لب : نيكوى .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : نظر ايشان مقصور باشد .
( 6 ) - دا : همه همزاد .
( 7 ) - دا : همه هم سنّ .
( 8 ) - آج ، لب : المهاد .