كه ايشان يارى دادگانند ( 1 ) .
و لشكرها ما ايشان را غلبه كنندهاند .
برگرد از ايشان تا به وقتى .
ببين ايشان كه بينند ايشان ( 2 ) .
به عذاب ما شتاب مىكنند .
چون فرود آيد پيرامن ايشان بد باشد ( 3 ) بامداد ترسانيدگان .
برگرد از ايشان تا به وقتى .
ببين كه بينند ايشان ( 4 ) .
منزّه است خداى تو ، خداوند عزّت از آنچه ايشان وصف مىكنند .
و درود گفت بر پيغامبران ما .
و سپاس خداى را ، خداوند جهانيان .
قوله : * ( وَإِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * ، حق تعالى گفت : لوط از جملهء پيغامبران فرستاده است .
* ( إِذْ نَجَّيْناه ) * ، آنگه ( 5 ) برهانيديم او را و اهلش را ، يعنى اهل دينش ( 6 ) از عذابى كه كافران را كرديم در عهد او - و قصّهء آن رفته است .
* ( إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ ) * ، الَّا پير زنى از جملهء اهل او بود كه او را نيز هلاك كرديم در ميان هالكان ، براى آن كه كافره بود همچون ايشان . و گفتند : خود زن او بود .
و « غابر » ، هم ماضى بود و هم باقى . و اين جا مراد باقى است ، يعنى باقى بودند در عذاب .
ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِينَ ، پس دمار بر آورديم از ديگران . و دمار ، هلاك بود . آنگه تنبيه كرد ايشان را ، گفت : شما بر ايشان مىگذرى و بر شهرهاى خراب ايشان به -
هامش
( 1 ) - دا : نصرت كردكان باشند .
( 2 ) - دا : زود بينند .
( 3 ) - دا : بد ماند .
( 4 ) - دا : كه زود بينند ايشان را .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : آنگه كه .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : دينش را .