بگزيد دختران را بر پسران ؟
چيست شما را ، چگونه حكم مىكنى ؟
انديشه نمىكنى ؟
يا شما را هست حجّتى روشن ؟
به يارى كتابتان اگر راست مىگويى .
كردند ميان او ( 1 ) و ميان جنيّان نسبى و دانستهاند جنيّان كه ايشان حاضر كردگان باشند ( 2 ) .
منزّه است خداى از آنچه وصف مىكنند .
الَّا بندگان خداى خالص ( 3 ) .
شما و آنچه مىپرستى .
نيستى شما بر او به فتنه فگنندگان .
الَّا آن كس كه او ملازم باشد دوزخ را .
و نيست از ما الَّا او را » مقامى بود معلوم .
ما صف زدگانيم .
و ما تسبيح كنندگانيم .
و ايشان گفتند ( 5 ) :
اگر نزديك ما كتابى ( 6 ) بودى از پيشينگان ( 7 ) .
بودمانى بندگان خداى خالص ( 8 ) .
كافر شدند به او زو ( 9 ) باشد تا بدانند .
[ 73 - پ ] سابق شد سخن ما بندگان ما فرستاده را .
هامش
( 1 ) - دا : ميان خداى .
( 2 ) - دا : حاضر باشند .
( 3 ) - دا : با اخلاص .
( 4 ) - دا : مگر كه او را .
( 5 ) - دا : و اگر باشند مىگويند .
( 6 ) - دا : ذكرى .
( 7 ) - دا : پيشينان .
( 8 ) - دا : با اخلاص .
( 9 ) - كذا در اساس زو / زود ، دا : زود بود .