تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
* ( وَبَشَّرْناه بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ) * ( 1 ) . و آن كه اهل تواريخ ( 2 ) گفتند : اسماعيل پيشتر آمد ( 3 ) ابراهيم ( 4 ) را از هاجر و چون ساره را رشك آمد ابراهيم ( 5 ) اسماعيل را به مكّه برد ، و پس از آن به مدّتى او را بشارت دادند به اسحق از ساره . محمّد بن كعب القرظى گفت : يك روز در مجلس عمر بن عبد العزيز اين حديث برفت در عهد خلافت او . من اين وجه بگفتم مرا گفت : اين وجهى نيكوست و نيك استخراج كرده‌اى و لكن نزد ما مردى هست از اهل كتاب و اسلام آورده است و او را ديانتى هست از او بپرسيم . كس فرستاد و او را حاضر كرد و سوگند داد كه آن چنان كه در كتب اوايل ديده راست بگويد . او گفت : [ 76 - پ ] راستى ( 6 ) آن است كه ذبيح اسماعيل بود [ و لكن بنو اسرايل و جهودان شما را كه عربى حسد كردند و گفتند : ذبيح اسحق بود ] ( 7 ) و از جملهء ادلَّه يكى دگر آن است كه ، اصحاب تواريخ گفتند كه سروها [ ى ] كبش در دست فرزندان اسماعيل بود ( 8 ) و در خانهء كعبه آويخته بود تا آن كه در عهد عبد اللَّه زبير خانه بسوختند ، آن سروها بسوخت . و اگر ذبيح اسحق بودى ، در دست فرزندان اسحق بودى ، نه در دست فرزندان اسماعيل . شعبى گفت : من آن سروها ديدم از كعبه ( 9 ) آويخته و در دست فرزندان اسماعيل بود و فرزندان اسحق كه روميان بودند با ايشان در آن مزاحمت نكردند ، و آن دعوى نكردند با آن كه ايشان بيشتر و غالبتر بودند . اصمعى گفت : ابو عمرو بن العلا را پرسيدم كه از فرزندان ابراهيم ( 10 ) ذبيح كدام بود ؟ مرا گفت : اى سليم دل ! چرا عقل را كارنبندى ؟ اسحق كى به مكّه بود ، به مكّه اسماعيل بود و اسحق به شام بود و مذبح و منحر به مناست به مكّه . و اسماعيل بود كه پدر ( 11 ) بناى كعبه كرد ، چنان كه خداى تعالى گفت :
هامش
( 1 ) - سورهء صافات ( 37 ) آيهء 112 . ( 2 ) - آج ، لب : تاريخ . ( 3 ) - آب : پيش آمد . ( 4 ) - اساس ، دا : ابراهيم . ( 5 ) - اساس ، دا ، آج ، ابراهيم . ( 6 ) - آج ، لب : راست . ( 7 ) - اساس و آب : ندارد ، از دا ، افزوده شد . ( 8 ) - آج ، لب : بودى . ( 9 ) - لب : كعب . ( 10 ) - اساس ، آب ، دا ، آج : ابراهيم . ( 11 ) - دا ، آج ، لب : با پدر .