تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
* ( ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ ) * ، گفت پس از آن ايشان را بر آن درخت و آن طعام و آن اكله شربه‌اى ( 1 ) باشد آميخته از حميم . و « شوب » آميختن باشد ، و شىء مشوب ، اذا كان غير خالص . و « حميم » آبى باشد گرم و حرارت او به حدّ سوختن ( 2 ) . گفت اهل دوزخ بر سر آن طعام از اين شراب حميم ( 3 ) خورند . * ( ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لإِلَى الْجَحِيمِ ) * ، آنگه مرجع ايشان با دوزخ بود . گفتند : « ثمّ » اين جا به معنى واو عطف است . چه اين كه گفت همه پس از آن باشد كه به دوزخ شوند و اين طعام و شراب در دوزخ خورند ، پس اين جا « ثمّ » لايق ( 4 ) نباشد . يك وجه اين است . و وجه ديگر آن كه روا بود كه اين طعام در جايى و دركه‌اى خورند كه آن را « جحيم » خوانند . باز چون خورنده ( 5 ) باشند ايشان را با جحيم برند . و مرجع و مردّ ايشان با آن بود . و گفتند : « ثمّ » به معنى « قبل » است ، التّقدير : و قبل ( 6 ) ذلك مرجعهم لالى الجحيم ، و قال الشّاعر ( 7 ) [ 72 - پ ] :
انّ من ساد ثمّ ساد ابوه ثمّ قد ساد قبل ذلك جدّه
و اين وجه ضعيفتر است چه غرض ( 8 ) شاعر نه قبل است ( 9 ) ، ترتيب پايهء سيادت است كه اوّل بايد كه او سيّد باشد كه اصل اوست در مفخر . آنگه فخر او به سيادت پدر باشد آنگه به سيادت جدّ . و چندان كه بر بالا مىرود در باب فخر به درجه كمتر باشد و اگر چه در روزگار مقدّم باشد . * ( إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ ) * ، آنگه حق تعالى باز نمود كه اينان مقلَّداناند . چون پدر خود را ضالّ و گمراه يافتند اينان بر اثر ايشان مىروند و مىشتابند . و الاهراع ، الإسراع . يقال : اهرع فى كذا و أهطع و اسرع بمعنى . * ( وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الأَوَّلِينَ ) * ، گفت پيش ايشان بيشترين نخستينيان ( 10 ) ضالّ
هامش
( 1 ) - اساس : شربهءى ، آج ، لب : شربتى . ( 2 ) - آج ، لب : به حدّى كه سوزد . ( 3 ) - آج ، لب : و حميم . ( 4 ) - آج ، لب : آن جا لايق . ( 5 ) - دا ، آج ، لب : خورده . ( 6 ) - دا ، آج ، لب : و قيل . ( 7 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : شعر . ( 8 ) - آج ، لب : قول . ( 9 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : غرض . ( 10 ) - آج ، لب : نخستيان .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 200 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي