تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
« ز » ( 1 ) و « ذال » براى قرب مخرج اين ( 2 ) حروف از « تا » ، خواندند : * ( وَالصَّافَّاتِ صَفًّا فَالزَّاجِراتِ زَجْراً . فَالتَّالِياتِ ذِكْراً ) * . باقى قرّا به اظهار اين حروف خواندند [ 65 - ر ] در « صافّات » خلاف كردند : عبد اللَّه عبّاس و حسن و قتاده و مسروق گفتند ، مراد صفهاى فريشتگاناند كه در آسمانها صف زده‌اند چنان كه مردمان در نماز صف كشيده باشند . و گفتند : مراد فريشتگان پر گسترده‌اند در هوا ايستاده تا چه فرمايند ايشان را . و گفتند : مرغاناند در هوا پر در هم گسترده و پر كشيده ، چنان كه گفت : . . . وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ ( 3 ) . . . و گفت : . . . أَ وَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ ( 4 ) . . . وصف ترتيب جماعت باشد بر نسق ، بمانند خط ، چون صف نماز وصف كالزار ( 5 ) . * ( فَالزَّاجِراتِ زَجْراً ) * ، باز زنندگاناند . مجاهد و سدّى گفتند : فريشتگاناند كه خلقان را زجر مىكنند از معاصى بر وجهى كه خداى تعالى به دل ايشان مىرساند به برابر آن كه وسواس شيطان به دل ايشان مىرسد ، تا تكليف درست آيد ، و مرد را داعى متردّد بود . و گفتند ، فريشتگانىاند كه ابر را مىرانند و زجر مىكنند . قتاده گفت : مراد آيات قرآن است كه مكلَّفان را زجر مىكند از معاصى بر وجه لطف . و زجر ، صرف بود از كارى به خوف ذمّ و عقاب . و بود كه به خوف ذمّ بود ، چون زواجر عقلى پيش ورود شرع . * ( فَالتَّالِياتِ ذِكْراً ) * ، مجاهد و سدّى گفتند : جبريل است و دگر فريشتگان كه قرآن مىخوانند ، بعضى دگر گفتند : جماعات خوانندگاناند از آدميان و جز ايشان . و « واو » در هر سه جاى قسم است و جواب قسم « انّ » است ، فى قوله : * ( إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ ) * . و قوله : « صفّا » و « زجرا » نصب هر دو بر مصدر است « ذكرا » بر مفعول به ، و براى آن مصدر بياورد ( 6 ) آن را تا بدانند كه اين مدح در ( 7 ) پايهء قسم نه به خواندن است بل به خواندن قرآن است كه بسيار كسان چيزها خوانند كه به آن ممدوح نباشند . حق تعالى گفت : در اين آيات كه به حقّ فريشتگان صف كشيده و به حقّ
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : زا . ( 2 ) - دا : و اين . ( 3 ) - سورهء نور ( 24 ) ، آيهء 41 . ( 4 ) - سورهء ملك ( 67 ) آيهء 19 . ( 5 ) - دا ، آج ، لب : كارزار . ( 6 ) - دا ، آج ، لب : نياورد . ( 7 ) - دا ، آج ، لب : و .