بگوى : آرى و شما ذليل باشى .
آن يك با زدن ( 1 ) باشد كه بنگرى ايشان مىنگرند .
و گويند : اى واى ما اين روز جزاست !
اين قضا ( 2 ) ست آن كه شما آن را به دروغ داشتى .
جمع كنى ظالمان را و همسران ايشان و آنچه مىپرستيدند .
از فرود خداى ره نماييد ايشان را به ره دوزخ .
بدارى اينان را كه اينان را بخواهند پرسيدن ( 3 ) .
چه بود شما را كه يارى نمىكنى يك ديگر را !
بل ايشان امروز تن بدادهاند .
روى در يك ديگر آرند ( 4 ) و مىپرسند .
گويند : شما مىآمدى ما را ( 5 ) از دست راست .
گويند : بل شما خود مومن نبودى ( 6 ) .
نبود ما را بر شما از حجتى ، بل بودى شما گروهى طاغيان .
واجب شد بر ما گفتار خداى ما ، ما بچشيدگانيم ( 7 ) .
گمراه كرديم شما را ، ما ( 8 ) گمراه بوديم .
هامش
( 1 ) - دا : با زدن / باز زدن .
( 2 ) - دا : روز فصل ، آج ، لب : روز فرق .
( 3 ) - دا : پرسيد .
( 4 ) - دا : برخى از ايشان .
( 5 ) - دا : به ما .
( 6 ) - دا : نبودى ايمان آوردگان .
( 7 ) - دا : چشندگانيم .
( 8 ) - دا : كه ما .