خداونداند .
مسخّر بكرديم آن را براى ايشان از آن به نشست ( 1 ) و از آن مىخوردند .
و ايشان را در آن سودهاست و خورشگاهها ( 2 ) ، شكر نمىكنند ؟
گرفتند از جز خداى خدايانى تا همانا يارى كنند ايشان را ( 3 ) .
نتوانند يارى كردن ايشان ، و ايشان اينان را لشكرى باشند حاضر كرده .
دلتنگ نكند ( 4 ) تو را گفتار ايشان كه ما دانيم آنچه پنهان دارند و آن جا ( 5 ) آشكارا كنند .
نمىبيند ( 6 ) آدمى كه ما بيافريديم او را از آب منى كه بينى او را ( 7 ) خصمى است آشكارا ( 8 ) ؟
و بزد براى ما مثلى و فراموش كرد آفريدن خود ، گفت : كه زنده كند استخوانها و آن پوسيده باشد ؟
بگو زنده كند آن را آن كه بيافريد آن اوّل بار ، و او به همه آفرينش داناست .
آن كه كرد براى شما از درخت سبز آتش كه بينى ( 9 ) شما از او آتش مىفروزى .
هامش
( 1 ) - دا : بر نشستنى آسان است .
( 2 ) - دا : آب خورشگاهها .
( 3 ) - دا : تا مگر ايشان را يارى كنند .
( 4 ) - دا : مكناد ، آج ، لب : اندوهگين مكناد .
( 5 ) - دا : آنچه .
( 6 ) - آب : نمىبينند .
( 7 ) - دا : همى او .
( 8 ) - دا : روشن .
( 9 ) - دا : همى .