و نفرستاديم ( 1 ) نوعى دگر عذاب .
* ( إِنْ كانَتْ ) * ، اى ما كانت ، نبود الَّا يك آواز ، * ( فَإِذا هُمْ خامِدُونَ ) * ، « اذا » مفاجات است ، چنان كه چند جاى بيان كرديم ، كه بديدى ايشان مرده بودند ، يعنى ما ايشان را نه به لشكرى هلاك كرديم بل به خوارتر چيزى ، و آن آوازى بود ، بانگى كه جبريل بر ايشان زد .
* ( يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ) * ، يا حسرتى ، و اندوها ( 2 ) بر بندگان ! در اين دو قول گفتند :
يكى آن كه خداى تعالى گفت : اى بسا حسرتا كه بر كافران باشد روز قيامت از آن كه ايمان نياوردند ! قول ديگر آن است كه اين حكايت قول كافران است كه گفتند آنگه كه پيغامبران را كشته بودند و عذاب پديد آمد ( 3 ) تأسّف خوردند و گفتند : يا حسرتا ( 4 ) بر آن پيغامبران كه اگر ايشان را نكشته بودمانى ايمان آورده بودمانى به ايشان ، و اين پشيمانيى بود نه در وقت خود ، بل در وقت الجا در حالى كه ( 5 ) پشيمانى سود ندارد . * ( ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ ) * ، هيچ پيغامبر به ايشان نيامد الَّا ( 6 ) ايشان به او استهزاء كردند و از او فسوس داشتند .
* ( أَ لَمْ يَرَوْا ) * ، نمىبينند يعنى نمىدانند اهل مكّه كه بس كه [ 54 - پ ] ما هلاك كرديم پيش ايشان از قرنها و مردمان روزگارها ؟ - و قرن ، اهل عصرى باشند - براى آن « قرن » خوانند ايشان را كه در وجود مقترن باشند با يك ديگر .
* ( وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ ) * ، يعنى ، و ما كلّ الَّا جميع ، و نيستند اينان الَّا جمله به يك بار بنزديك ما حاضر كرده ( 7 ) ، يعنى هيچ كس را رها نكنيم ( 8 ) و الَّا زنده كنيم و به عرصهء قيامت حاضر آريم ( 9 ) . و اين بر سبيل تهديد ( 10 ) و وعيد فرمود ، و مثله قوله : . . . وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً 1 » .
هامش
( 1 ) - آج ، لب : بفرستاديم .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : و اندوها .
( 3 ) - آج ، لب : پديد آمده .
( 4 ) - دا ، آج ، لب : يا حسرتى .
( 5 ) - آج ، لب : در حالتى كه .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : و الَّا .
( 7 ) - آج ، لب : اينان الَّا بنزديك ما جمله به يك بار حاضر .
( 8 ) - لب : ندارد .
( 9 ) - آج ، لب : آوريم .
( 10 ) - لب ، افزوده : باشد .
( 11 ) - سورهء كهف ( 18 ) آيهء 47 .