نتوانند اندرز كردن و نه با اهل خود باز آيند ( 1 ) .
و دردمند در صور كه بينى ايشان را از گورها با خدايشان مىشوند ( 2 ) .
[ 55 - پ ] گويند : اى واى ما كه بر انگيخت ما را از خوابگاه ما اين آن است كه وعده داد خداى و راست گفتند پيغامبران ( 3 ) .
نبود الَّا يك بانگ كه بينى ايشان ( 4 ) جمله نزديك ما حاضر باشند .
امروز ظلم نكنند بر كسى ( 5 ) به چيزى و پاداشت نكنند الَّا آنچه كرده باشى ( 6 ) .
اهل بهشت امروز در كارى باشند خرّم .
ايشان و زنان ايشان در سايهها بر سريرها ( 7 ) تكيه زده .
ايشان را بود در آن جا ميوه و ايشان را بود آنچه خواهند .
سلامى به گفتارى از خداى بخشاينده .
جدا شوى امروز اى گنه كاران .
نه پيمان كرديم ( 8 ) با شما اى پسران آدم كه نپرستى ديو را كه او شما را دشمنى است آشكارا ؟
هامش
( 1 ) - دا : گردند .
( 2 ) - دا : مىپويند .
( 3 ) - دا : فرستادگان .
( 4 ) - دا : همى ايشان .
( 5 ) - دا : آن روز بيداد نكنند بر تنى .
( 6 ) - دا : بودى مىكردى .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : تختهاى آراسته .
( 8 ) - دا : كردم .