تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
* ( إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ) * ، من ايمان آورده‌ام ، از من بشنوى . چون اين بشنيدند از او به او جستند ( 1 ) به يك بار و او را [ 54 - ر ] بكشتند و كس نبود كه دفع كند از او . عبد اللَّه مسعود گفت : شكمش به پاى فرو گرفتند تا امعايش از زير بيرون آمد . سدّى گفت : سنگ سار كردند او را ، او ( 2 ) مىگفت : اللَّهمّ اهد قومى ، بار خدايا راه نماى اينان را ( 3 ) ، تا بكشتندش . حسن گفت : بسوختند او را و گور ( 4 ) در بازار انطاكيّه نهاده ( 5 ) است . خداى تعالى بهشت بواجب كرد او را . فذلك قوله : * ( قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ) * ، گفتند او را كه : به بهشت رو ، * ( قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ) * ، گفت : كاشك ( 6 ) تا قوم من بدانندى . * ( بِما غَفَرَ لِي رَبِّي ) * ، به آنچه خداى مرا بيامرزيد ( 7 ) و مرا از جمله مكرّمان كرد . عبد الرّحمن بن ابى ليلى ( 8 ) روايت كرد از پدرش از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه گفت : سابقان امّتان سه‌اند كه طرفة العينى به خداى شرك نياوردند . ( 9 ) علىّ بن ابى طالب و صاحب يس و مؤمن آل فرعون . فهم الصّدّيقون ، ايشان صدّيقاناند ( 10 ) . حبيب النّجار مؤمن آل يس و حزبيل ( 11 ) مؤمن آل فرعون ، و على بن ابى طالب و هو افضلهم ( 12 ) . گفتند : چون حبيب را بكشتند خداى تعالى براى او خشم گرفت و تعجيل عذاب كرد بر ايشان ( 13 ) ، جبريل را بفرستاد ( 14 ) تا بانگى ( 15 ) بر ايشان زد و ايشان ( 16 ) بمردند . فذلك قوله : * ( وَما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِه مِنْ بَعْدِه مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ ) * ، گفت : ما نفرستاديم بر قوم او ، يعنى بر قوم حبيب از پس او هيچ لشكرى از آسمان ،
هامش
( 1 ) - لب : بشنيدند باز جستند . ( 2 ) - آج ، لب : واو . ( 3 ) - آج ، لب : ايشان را . ( 4 ) - دا ، آج ، لب : گور او . ( 5 ) - دا : ندارد . ( 6 ) - آج ، لب : كاشكى . ( 7 ) - لب : بيامرزيده . ( 8 ) - لب ، افزوده : گفت . ( 9 ) - آج ، لب ، افزوده : امير المؤمنين . ( 10 ) - اساس ، آب : انند . ( 11 ) - آب ، آج ، لب : جبرئيل . ( 12 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : و او فاضلترين ايشان است . ( 13 ) - لب : به ايشان . ( 14 ) - آج ، لب : فرمود . ( 15 ) - دا ، آج ، لب : بانگ . ( 16 ) - دا ، آج ، لب : افزوده : جمله .