عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ( 1 ) .
ضحّاك گفت و مغيرة بن شعبه كه آيت در بنى عذره ( 2 ) آمد كه از قبيلهء ايشان تا به مسجد مسافتى بود ، خداى تعالى آيت ( 3 ) فرستاد در حقّ ايشان و گفت : من آثار اقدام و خطوات ايشان مىنويسم كه به مسجد مىشوند . جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت : از خانههاى ما تا به مسجد مسافتى بود ، ما خواستيم تا انتقال كنيم با جايى ( 4 ) كه پيرامن مسجد بود تا راه نزديك باشد ما را . رسول - عليه السّلام - گفت : يا بنى سلمة ! شنيدم كه عزم كردهاى ( 5 ) كه انتقال كنى با پيرامن مسجد تا راهتان نزديك باشد ! نمىدانى كه شما را به هر خطوط ( 6 ) ثوابى هست و چندان كه راه ( 7 ) دور تر باشد خطوات بيشتر باشد و چندان كه خطوات بيشتر باشد ثواب بيشتر باشد ؟ آنگه گفت :
يا بنى سلمة ! ( دياركم فانما يكتب اثاركم ) ،
و در سرايهاى ( 8 ) خود بباشى كه آثار اقدام شما مىنويسند . جابر گفت : چون از رسول - عليه السّلام - اين بشنيديم ، خواستيم تا سرايهاى ما ( 9 ) دور تر بودى از مسجد تا ثواب بيشتر بودى ما را .
انس مالك گفت : در اين آيه : * ( . . . وَنَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَآثارَهُمْ . . . ) * ( 10 ) و گفت :
خطوات ايشان خواست به مسجد جامع روز آدينه . * ( وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناه فِي إِمامٍ مُبِينٍ ) * ، و هر چيزى بشمردهايم در امامى و پيشروى ( 11 ) ، و آن لوح محفوظ است .
* ( وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ ) * ، آنگه گفت : يا محمّد براى ايشان مثلى بزن ( 12 ) آن شهر را . گفتند : مراد ( 13 ) انطاكيه است . * ( إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ) * ، چون به ايشان آمدند رسولان ما . اهل سير گفتند : عيسى - عليه السّلام - دو رسول را [ از ] ( 14 ) [ 52 - ر ] حواريان خود به مدينهء انطاكيه فرستاد ، برفتند چون نزديك ( 15 ) شهر رسيدند پيرى را
هامش
( 1 ) - سورهء انفطار ( 82 ) آيهء 5 .
( 2 ) - اساس : عذره ، با توجه به دا و كتب انساب تصحيح شد .
( 3 ) - آج ، لب : اين آيت .
( 4 ) - دا : خانههايى ، آج ، لب : جايهايى .
( 5 ) - اساس و آب : كردههاى ، دا : كردهء ، آج ، لب : كردهايد .
( 6 ) - دا : خطوهء ، آج ، لب : خطوه .
( 7 ) - دا : ره .
( 8 ) - آج ، لب : سراهاى .
( 9 ) - دا : سرايهامان ، آج ، لب : سراهاى ما .
( 10 ) - سورهء يس ( 36 ) آيهء 12 .
( 11 ) - آج ، لب افزوده : كه روشن است .
( 12 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : اصحاب .
( 13 ) - آج ، لب افزوده : اصحاب .
( 14 ) - اساس : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 15 ) - دا ، آج ، لب : بنزديك .