از اسماء مفرده و اسم مفرد آيتى نباشد ، چه معنى ندارد و « ياسين » نه چنين است ، براى آن كه « يا » كه در اوّل است حرف ندا را مىماند بمنزلة قولك : يا زيد ! و چون مشتبه ( 1 ) باشد به اين جملهاى » كلام بود مفيد ، و چون فايده دهد ، آن را آيتى توان شمردن ( 3 ) . دگر ( 4 ) آن كه مطابق سر آيات است .
قوله : * ( وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ) * ، « واو » بلا خلاف ، قسم است ، يعنى به حقّ اين قرآن محكم ، و مثله قوله : كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُه . . . ( 5 ) ، و جواب قسم « انّ » است ( 6 ) .
* ( إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * ، كه تو از پيغامبرانى و از فرستادگانى . و اين جواب آن است كه كافران گفتند : لست مرسلا .
* ( عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * ، التقدير : و انّك ( 7 ) على صراط مستقيم ، و تو بر ره ( 8 ) راستى و بر دين حق .
* ( تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ) * ، كوفيان خواندند و ابن عامر : تنزيل ، منصوب بر مصدر از فعلى مقدّر ، اى ، نزّل ، و باقى قرّا به رفع بر خبر مبتداى محذوف ، اى ، هو تنزيل العزيز الرّحيم . و معنى « منزّل » ( 9 ) باشد ، يعنى ، اين قرآن فرو فرستاده خداست و لكن وصف مصدر كرد مبالغت را ، كقولهم : رجل عدل و زور و صوم ، يعنى ، اين قرآن فرستادهء خداى عزيز بخشاينده است .
* ( لِتُنْذِرَ قَوْماً ) * ، « لام » تعلَّق دارد به فعلى كه تنزيل بر او دليل مىكند ، اى ، نزّله اللَّه عليك لتنذر ، خداى اين قرآن بر تو فرستاد تا بترسانى به او گروهى را آنچه پدران ايشان را از آن بترسانيدند ، و آن عذاب است ، چه ايشان غافلاند و بىخبر . و « ما » موصوله است فى قوله : * ( ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ ) * . و گروهى گفتند : « ما » نفى است ، يعنى گروهى را بترسانى كه پدران ايشان را نترسانيدند و در روزگار فترت كه پيغامبر ( 10 )
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : مشبّه .
( 2 ) - اساس و آب : جملهءى .
( 3 ) - دا ، آج ، لب : شمرد .
( 4 ) - آج ، لب : ديگر .
( 5 ) - سورهء هود ( 11 ) آيهء 1 .
( 6 ) - دا : « انّك » است ، آج ، لب : آنست كه .
( 7 ) - لب : آنكه .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : راه .
( 9 ) - دا : منزّل .
( 10 ) - آج ، لب : پيغمبر .