تو ترسانى آن را كه پسروى كند قرآن را و بترسد از خداى در نهان ، مژده او را به آمرزش و مزدى با كرامت ( 1 ) .
ما زنده كنيم مردگان را و بنويسيم آنچه در پيش فگنده باشند و اثرهاى ايشان ، و همهء چيزى بشمرديم آن را در كتاب روشن .
بزن براى ايشان مثلى ، اهل آن شهر چون آمدند به ايشان پيغامبران .
چون بفرستاديم به ايشان دو كس را بدروغ داشتند ايشان را ، عزيز بكرديم به سهام ( 2 ) ، گفتند : ما به شما فرستادگانيم .
گفتند : نيستى شما الَّا آدميى چون ما ( 3 ) و نفرستاد خداى هيچ چيز ، نيستى شما الَّا كه دروغ مىگويى .
گفتند : خداى ما داند كه ما به شما فرستادگانيم .
و نيست بر ما الَّا رسانيدن روشن .
گفتند : ما فال بد گرفتيم ( 4 ) به شما اگر باز نه ايستى رجم كنيم ( 5 ) شما را و برسد ( 6 ) شما را از ما عذابى دردناك .
گفتند : فال ( 7 ) شما
هامش
( 1 ) - دا : بزرگ .
( 2 ) - سهام / سوم .
( 3 ) - دا : مگر آدميانى مانند ما .
( 4 ) - دا ، آج ، لب : گرفتيم ، كه بر متن راجح است .
( 5 ) - دا ، سنگسار كنيم ، آج ، لب : به سنگ كشيم .
( 6 ) - دا : بسايد .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : فال بد .