تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
با شماست اگر ياد دهند شما را بل شما قومى اسراف كننده‌اى . ( 1 ) آمد از دور تر شهر مردى مىتاخت ( 2 ) ، گفت : اى قوم پيروى ( 3 ) كنى پيغامبران را . پى روى ( 4 ) آن را كه نمىخواهد از شما مزدى و ايشان راه يافتگاناند . و چيست مرا كه نمىپرستم ( 5 ) آن را كه بيافريد مرا و با او برند شما را . بگيرم جز از او خدايانى كه اگر خواهد مرا خداى بگزندى ، سود نكند ( 6 ) از من شفاعت ايشان چيزى و نرهانند مرا ؟ من پس در گمراهى ( 7 ) باشم روشن . من ايمان آوردم به خداى شما بشنوى از من . گفتند : در شو در بهشت ، گفت : اى كاشك قوم من بدانندى . به آنچه بيامرزيد مرا خداى من و كرد مرا از جمله گراميان ( 8 ) . و نفرستاديم بر قوم او از پس از لشكرى ( 9 ) از آسمان و نيز نفرستيم . نباشد الَّا بانگى يكى كه بنگرى ايشان ( 10 ) مرده باشند .
هامش
( 1 ) - اساس و آب : اسراف كنندهءى ، دا : اسراف كنندگانيد . ( 2 ) - دا : كه مىشتافت . ( 3 ) - دا : پسروى . ( 4 ) - پى روى / پيروى كنيد ، دا : پسروى كنى . ( 5 ) - كذا در اساس ، آب : نمىپرستم ، دا : نپرستم ، آج ، لب : بپرستم . ( 6 ) - دا : باز ندارد . ( 7 ) - دا : گمراهيى . ( 8 ) - دا : گرامى كردگان . ( 9 ) - دا : از پس او هيچ لشكرى . ( 10 ) - دا : مگر آوازى كه همى ايشان .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 132 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي