بودند ، و از مشاهير ايشان نه زن بود ( 1 ) و صواحب رايات چون علمهاى بيطار تا ايشان را به آن بشناختندى : يكى امّ مهزول ( 2 ) بود كنيزك سايب بن ابى السّايب المخزومى ، و امّ عليط بود كنيزك صفوان بن اميّة ، و حنّة ( 3 ) القبطيّه كنيزك عاص وائل ، و مريّه ( 4 ) بود كنيزك مالك بن عميلة بن السّاق ، و حلاله بود كنيزك سهيل بن عمر ، و امّ سويد بود كنيزك عمر بن عثمان المخزومىّ ، و شريفه بود كنيزك زمعة ( 5 ) الاسود ، و فرسه ( 6 ) بود كنيزك هشام بن ابى ربيعه ، و قريبا بود كنيزك هلال بن انس ، و خانههاى ايشان را خرابات خواندندى در جاهليّت . و به خانهء ايشان الَّا مشركى ( 7 ) يا زانى نرفتى . و در جاهليّت عادت بودى كه مردم فرومايه زن ناپارسا ( 8 ) به زنى كردى ( 9 ) به طمع كسب ايشان ، و آن را طعمه بساختندى . جماعتى درويشان مسلمانان را انديشه افتاد كه همچنين كنند ، از پيغامبر دستورى خواستند . خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد ايشان را از مناكحت ايشان ( 10 ) و امثال ايشان .
عمرو بن شعيب گفت : آيت در مرثد الغنوىّ آمد و در عناق . و مرثد مردى بود شجاع و او را دلدل گفتندى ، و او را رسول - عليه السّلام - نصب كرده بود تا ضعيفان مسلمانان را از مكّه به مدينه آوردى ، و اين عناق در جاهليّت دوست او بود ، چون ( 11 ) به مكّه آمد او را استدعا كرد . او ( 12 ) گفت : خداى تعالى زنا حرام كرده است ، گفت ( 13 ) :
مرا به زنى كن و نكاحى كه شما راست . او گفت : تا از رسول دستورى خواهم .
دستورى خواست ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
بعضى دگر گفتند : مراد به نكاح نه عقد است ، بل نكاح كنايت است از جماع .
و بنزديك ما اين لفظ از الفاظ مشتركه است ، حقيقت باشد [ 86 - ر ] در عقد و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بودند .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : مهرول .
( 3 ) . آب ، آز ، مش : حيّة بن ، آج ، لب : حبّة .
( 4 ) . آط ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش : مزيّه .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : زمعة بن .
( 6 ) . آط ، مش : فرشه ، آب ، آز : فرشته ، آل : فريسه .
( 7 ) . آج ، لب ، آل : مشرك .
( 8 ) . آط ، آب ، آز را .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : كردندى .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، مش : اينان .
( 11 ) . آط ، آب ، مش او .
( 12 ) . اساس : و ، به قياس با نسخه آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها پس .