و باز دارد ( 1 ) از او ( 2 ) عذاب كه سوگند خورد چهار سوگند به خداى كه او از جملهء دروغزنان است .
و پنجم آن كه خشم خداى بر او باد اگر ( 3 ) از راستگران است .
و اگر نه رحمت خداى استى بر شما و بخشايش او ، و آن كه ( 4 ) خداى توبه پذيرنده است و محكم كار .
قوله تعالى : * ( سُورَةٌ أَنْزَلْناها ) * ، رفع « سورة » بر خبر مبتداى محذوف است ، و التّقدير : هذه سورة انزلناها ( 5 ) ، اى هذه [ سورة ] ( 6 ) منزلة ، اين سورتى است كه ما آن را فرو فرستاديم . و طلحة بن مصرف در شاذّ خواند ، سورة انزلناها ، على تقدير انزلنا سورة انزلناها ، و قيل : على معنى اتّبعوا سورة انزلناها . * ( وَفَرَضْناها ) * ، ابن كثير و ابو عمرو به تشديد « را » خواندند من التّفريض و هو لتكثير الفعل . ابو عمرو گفت : معنى اين قراءت ( 7 ) آن است كه : فصّلناها ، ما آن را تفصيل داديم و مفصّل و مبيّن كرديم [ 82 - ر ] . بعضى دگر گفتند كه ، معنى آن است كه : در او حلال و حرام بسيار كرديم . و بعضى دگر گفتند ( 8 ) : تشديد براى تأييد احكام است از وقت نزول تا به قيام ساعت ( 9 ) . و باقى قرّاء ، به تخفيف « را » خواندند من الفرض ، و اصل فرض قطع باشد بتقدير ، و فرضه ( 10 ) گويند آن حزّه را كه زه كمان در او افگنند . و سورت در كلام عرب منزلتى باشد از منازل شرف ( 11 ) ، قال الشّاعر - شعر :
الم تر انّ اللَّه اعطاك سورة
ترى ( 12 ) كلّ ملك دونها يتذبذب
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، مش : باز دارند .
( 2 ) . آج ، لب ، آل : از زن .
( 3 ) . آج ، لب باشد مرد .
( 4 ) . آب : او ، بدرستى كه .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها على تقدير انزلنا سورة انزلناها .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : منزل .
( 8 ) . آج ، لب ، آز ، آل به .
( 9 ) . آل : قيامت .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : فريضه .
( 11 ) . اساس : اشرف ، با توجّه به آط تصحيح شد .
( 12 ) . اساس : بذى ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .