و الانقطاع اليه ، گفت بگو : * ( قُلْ رَبِّ إِمَّا ) * ( 1 ) * ( تُرِيَنِّي ما يُوعَدُونَ ) * ، بار خدايا ! اگر با من نمايى آن عذاب كه ايشان را به آن وعده كردند يا وعيد .
بار خدايا ! مرا در جملهء ايشان كه ظالمانند مكن ، يعنى مرا با ايشان عذاب مكن . و اين آيت دليل است بر آن كه آنچه دانند كه خداى تعالى خواهد كردن لا محاله يا نخواهد كردن از او بخواهند به دعا بر سبيل خشوع و خضوع و تعبّد ، چه اگر رسول اين دعا كردى و اگر نه خداى تعالى او را در جملهء كافران هلاك نكردى ، كه اين ( 2 ) ظالمى كند يا جاهلى .
* ( وَإِنَّا عَلى أَنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرُونَ ) * ، آنگه گفت : ما قادريم و توانيم كه با تو نماييم آنچه ايشان را به آن وعيد مىكنيم از عذاب و هلاك ، يعنى تعجيل كنيم تا تو ببينى ، و لكن براى مصلحت تكليف را تأخير كرديم تا قيامت .
آنگه رسول را - عليه السّلام [ گفت ] ( 3 ) : تو دفع سيّئه به چيزى كن كه نيكوتر باشد ، يعنى جواب ايشان و مدافعت با ايشان و منازعت با كافران بر نيكوتر وجهى كن ، يعنى چون ايشان سخنهاى منكر گويند ، تو در برابر آن ( 4 ) حجّت گو ، و موعظه ( 5 ) كن تا باشد كه ايشان [ را ] صرف كند بر وجه لطف از آنچه مىكنند و مىگويند . آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت : * ( نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ ) * ، ما عالمتريم به آنچه ايشان وصف مىكنند و مىگويند تا بحقّ ايشان رسم ( 6 ) و جزا به سزا ( 7 ) در كنار ايشان كنم .
آنگه رسول را - عليه السّلام - گفت بگو - و او را دعا و تضرّع بياموخت :
ربّ اعوذ بك من همزات الشّياطين .
، من پناه با تو مىدهم از اشارات ( 8 ) و وسوسهء شياطين و ديوان ، و اصل الهمز الضّرب و الدّفع ( 9 ) ، و منه المهماز للحديدة في اسفل الخفّ ، براى آن كه بر چهارپاى زنند ، و الهمز و الغمز و الرّمز نظاير ، جز كه همز سختتر ( 10 ) باشد ، و غمز
هامش
( 1 ) . اساس : ان ما ، با توجّه به آط و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها با .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 4 ) . اساس : دربران ، به قياس با نسخهء آط و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مواعظت .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : برسم .
( 7 ) . آج ، لب ، آل : و سزا .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز آل : اشارت ، آل : اساءت .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل : الرّفع .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل : سختر .