تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
سر گناه شويم كه ستمكاره ( 1 ) باشيم . گويد : دور شويد در اين جا و سخن مگويى با من . كه بودند گروهى از بندگان من ، مىگويند : خداى ما بگرويديم ، بيامرز ما را و ببخشاى بر ما ، و تو بهترين بخشايندگانى . بگرفتى ايشان را به استهزاء تا از ياد شما ببردند حديث من ، و بودى از ايشان مىخنديدى ( 2 ) . من پاداشت دادم ايشان را امروز بدان صبر كه كردند كه ايشان رستگاراناند . [ 75 - ر ] گويد ( 3 ) چند مقام كرديد در زمين عدد سالها ؟ گويند ( 4 ) : مقام كرديم روزى يا بهرى از روز ، بپرس شمارندگان . گويد ( 5 ) مقام نكردى ( 6 ) الَّا اندك ( 7 ) ، اگر شما دانسته باشى . پنداشتى ( 8 ) كه ما بيافريديم شما را به بازى ، و شما با ما نخواهى آمدن ؟ بزرگوار است خداى پادشاهى بسزا ( 9 ) ، نيست خداى مگر او خداوند عرش كريم است .
هامش
( 1 ) . آج ، آل : ستمكاران . ( 2 ) . آب : كه ايشان مىخنديدند . ( 3 ) . آط ، آب ، مش : گفت . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : گفتند . ( 5 ) . آط ، آب : گفتند ، آج ، لب ، مش : گفت . ( 6 ) . اساس : اگر مقام كردى ، كه نادرست مىنمود و با توجّه به نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مه : مگر اندكى . ( 8 ) . آج ، لب ، آن : اى پنداشتيد . ( 9 ) . آب ، مش كه .