و پناه با تو مىدهم خداى من از آنچه حاضر آيند ( 1 ) به من .
تا آنگه كه آيد به يكى از ايشان مرگ ، گويد خداى من باز پس برى ( 2 ) مرا .
تا همانا ( 3 ) من كنم كارى نيك در آنچه بگذاشتم نباشد ، از آن سخنى است كه او گويد آن ( 4 ) ، و از پس ( 5 ) ايشان مانعى است تا به روز آن كه ( 6 ) برانگيزند ( 7 ) .
چون دردمند در صور نسبها نباشد ميان ايشان آن روز و نه ( 8 ) يكديگر را پرسند .
هر كه گران باشد ترازوهاى او ايشان ظفر يافتگان باشند .
هر كه سبك باشد ترازوهاى ايشان ، آنان باشند كه زيان كنند خود را در دوزخ هميشه باشند .
[ 74 - پ ]
بسوزد رويهاى ايشان آتش ، و ايشان در آن جا ترش روى باشند .
نه آيات ما مىخوانند بر شما ، بودى آن را دروغ داشتى ( 9 ) !
گويند خداى ما ، غلبه كرد بر ما بدبختى ما ، و بوديم ما گروهى گمراهان .
خداى ما بيرون آر ما را از آن اگر با
هامش
( 1 ) . اساس : حاضر آمد ، به قياس با نسخه آط ، تصحيح شد .
( 2 ) . آب ، آج ، لب ، مش : باز پس بر .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : تا مگر .
( 4 ) . آب ، مش : او گوينده آن است .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : پيش .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : روزى كه .
( 7 ) . آج ، لب ، آل : برانگيزانند ايشان را .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز نيز .
( 9 ) . آج ، لب ، آل : و بوديد كه به آن تكذيب مىنموديد .