است . * ( وَلا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * ، و با من خطاب مكن در باب ظالمان ، يعنى كافران كه ايشان لا محال ( 1 ) غرق خواهند شدن .
* ( فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ ) * ، چون راست شده باشى تو و آنان كه با تواند در كشتى [ متمكّن بنشسته باشى . و استواء ، اين جا به معنى استيلاست ، به قرينهء « على » و به معنى قصد باشد في قوله : ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ ( 2 ) . . . ، اى قصد به قرينهء « الى » ] . ( 3 ) * ( فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * ، بگو سپاس آن خداى را كه ما را برهانيد از قوم ظالمان .
* ( وَقُلْ ) * ، نيز بگو : * ( رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً ) * ، فرود آر [ مرا ] ( 4 ) فرود آوردنى مبارك .
جملهء قرّاء خواندند : منزلا به ضمّ « ميم » و فتح « زا » على المصدر ، مگر ابو بكر عن عاصم كه او خواند : منزلا به [ فتح « ميم » و ] ( 5 ) كسر « زا » على الموضع . * ( وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ ) * ، و تو بهترين فرود آورندگانى .
* ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ ) * ، در اين حديث كه رفت از قصهء نوح [ 69 - پ ] آياتى و علاماتى و عبرتى است . * ( وَإِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ ) * ، « ان » مخفّفه است از ثقيله و ضمير شأن و كار در او مقدّر است ، و التّقدير : و انّه كنّا اى ( 6 ) انّ الشّأن و الامر كنّا [ لمبتلين ، و ما ايشان را ابتلا و آزمايش كرديم به آن . و كوفيان گفتند : معنى آن است كه ما كنّا ] ( 7 ) الَّا مبتلين ، ما نبوديم الَّا آزماينده ايشان را - و نظاير اين برفت - يعنى آنچه ما كرديم با ايشان از تمكين و امهال و انظار ( 8 ) ، معامله كسى بود كه امتحان كند كسى را .
* ( ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ ) * ، پس آنگه از پس ايشان قرنى و جماعتى دگر را بيافريديم . و قرن اهل عصرى باشد ( 9 ) .
* ( فَأَرْسَلْنا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ ) * ، مفسّران گفتند : آن قرن عاد بودند ، و اين پيغامبر هود بود . * ( أَنِ اعْبُدُوا اللَّه ) * ، آن پيغامبر قوم خود را گفت : خداى را پرستى كه شما را جز او خداى نيست . روا باشد كه اين جا قول مضمر باشد ، يعنى فقال لهم :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : لا محاله .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 29 ، و فصلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 7 - 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد ، چاپ شعرانى : انزار .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : باشند .