شراب خورد ، من بر وضوى اوّلم كه اين جا در آمدم .
گفتند : در ايّام سيف الدّوله علىّ بن حمدان ( 1 ) . روميان زنى را به اسيرى بگرفتند ، از ايشان بگريخت به شب ( 2 ) از روم به بغداد آمد بى زادى و طعامى . سيف الدّوله او را گفت : چگونه آمدى ؟ گفت : هر گه كه گرسنه شدم سه بار قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ( 3 ) بر خواندم سير شدم و قوتم پديد آمد به رفتن .
ذو النّون مصرى را گفتند : چه مىخورى ؟ گفت : انّ ربّي يطعمني و يسقيني .
يطعمني طعام المعرفة و يسقيني شراب المحبّة . آنگه اين بيت بگفت - شعر :
شراب المحبّة خير الشّراب
و كلّ شراب سواه سراب
اين حكايت و امثال اين بنزديك اهل تصوّف از كرامات باشد ، و بنزديك ما اگر درست بود ( 4 ) معجز بود كه خداى تعالى اظهار كند بر دست بعضى صالحان چون داند كه در آن لطفى خواهد بود يا ( 5 ) بعضى مكلَّفان را . مذهب علم الهدى - رحمة اللَّه عليه - اين است .
* ( وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ) * ، گفت : چون بيمار شوم او مرا شفا دهد ، اگر ( 6 ) بيمارى و شفا هر دو از اوست ، او ( 7 ) ادب نگاه داشت و بيمارى اضافت با خود كرد ، و شفا حوالت با وى . عجب ( 8 ) روا نمىدارد كه اين قدر حوالت به خداى كند ( 9 ) ، تو چگونه روا مىدارى كه هر كجا قبايحى و فضايحى ( 10 ) حوالت با او مىكنى .
يكى از جمله بزرگان گفت : به بيمارستانى فرو شدم ( 11 ) ، مردى طبيب را نشسته - ديدم و جماعتى بيماران را بر وى گرد آمده ، و هر كس علت خود شرح مىدادند ( 12 ) ، و او هر كس را دوايى مىفرمود در خور هر يك ( 13 ) . برنايى بنزديك او فراز شد ، روى زرد -
هامش
( 1 ) . چاپ شعرانى ( 8 / 344 ) : سيف الدّوله على همدانى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 3 ) . سورهء اخلاص ( 112 ) آيهء 1 .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : شود .
( 5 ) . آط : با .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها چه .
( 7 ) . آل ، آج ، لب را .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : اى عجب ابراهيم .
( 9 ) . آج ، لب ، آل ، مه : روا نمىدارى كه اين قدر حوالت به او مىكنى .
( 10 ) . آط ، آب ، آز هست .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : در شدم .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : مىداد .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : دوايى مىكرد در خور او .